‍دیوار دفاعی اتلانیک

تصاویر رنگی شده از بمباران آلمان توسط متفقین، جنگ جهانی دوم

www.instagram.com

‍منبع:

mil-ir.com

دیوار دفاعی اتلانیک

شاید برای اولین بار است که این واژه به گوشتان نخورده باشد..اما میخواهیم شما را با طولانی ترین دیوار پدافندی جهان در جنگ جهانی دوم و تا کنون اشنا کنیم!! این دیوار شامل مجموعه پدافند هوایی و سیستم دفاع ساحلی علیه نیرو دریایی کسورهای متفق که در طول سواحل غربی اروپا و شبه جزیره اسکاندیناوی طراحی و ساخت شده بود .
.
دیوار اتلانتیک به دستور مستقیم هیتلر در سال در ۲۳ ام مارس ۱۹۴۲ به منظور مقابله با پرنده های بمبر انگستان شروع به ساخته شدن گردید و در طی بخشنامه ۴۰ دستور ان را صادر کرد و خواستار ساختار چنین دیواری در اسرع وقت شد و به پایگاه های دریایی و زیر دریایی های المان نازی دستور داد تا از از سواحل نرماندی تا اواخر سال ۱۹۴۳ به شدت حفاظت کنند تا حمله و تکمیل د نقاط دفاعی در جبهه شرقی با اسودگی خاطر شکل گیرد. و ملیونها سرباز اسیر فرانسوی برای ساختن ان گمارده شد…ساختن این دیوار از سال ۱۹۴۲ الی ۱۹۴۴ طول کشید و المانها قدرت دفاعی ان را بصورت اغراق امیزی با تبلیغات به رخ جهانیان میکشیدند. این دیوار از انواع و اقسام مهمات شامل توپ های عظیم/خمپاره انداز/توپ خانه و پدافند/سیم خاردار/و هزاران سرباز حاضر در جبهه های نبرد را میتوان نام برد..اما با حمله سال ۱۹۴۴ به سواحل غربی اروپا یا سواحل نرماندی در بعضی مناطق بعد از ساعتی دیوار از هم میشکست ..اگر چه نباید منکر تلفات مالی و جانی بسیار بالای دول متفق در حمله به سواحل نرماندی و دفاع جانانه سربازان ژرمن شد.امروزه بقایای باقیمانده از از این دیوار در کشور های جنگ زده وجود دارد و در بعضی مناطق نابود و یا توسط اقیانوس نابود شده است..در بین سالهای ۴۲ و ۴۳ میلادی دیوار اتلانتیک جبهه ارامی برای المانها بود و تنها دو حمله بزرگ علیه ان شکل گرفت…حمله اول در مارس ۱۹۴۲ علیه تاسیسات و تجهیزات المان توسط انگلیس بود و دیگری در اگوست ۱۹۴۲ در حمله نزدیکی به بندر فرانسه که با شکست خفت بار نیرو های کانادایی پایان یافت..دیوار دفاعی در عکس با خطوط زرد رنگ مشخص شده است👇

با ورود به سال ۱۹۴۴ افزایش حملات دولت متفقین المان نازی خطرات حمله به جبهه های غربی اروپا را نگران کننده دانست و هیتلر فیلد مارشال اروین رومل را به منظور افزایش توان دفاعی دیوار اتلانتیک برگزید..روباه صحرا همواره از قدرت هوایی کشور های دشمن نگران بود و ان را عامل اصلی خطر علیه دیوار اتلانتیک معرفی میکرد.او تجربه جنگیدن با نیرو های امریکایی و انگلیسی را در شمال افریقا داشت و از تاثیر مستقییم و پیش برنده قدرت هوایی دول متفق درک عمیقی داشت..وی سریعا دست بگار گردید و به ارتقا و نظم بخشیدن به امور دیوازر اتلانتیک پرداخت.صد ها سنگر بتنی/توپ های ضد هوایی/رادارها/موانع ضد تانک/حفر گودال/توپخانه های سنگین را سامان دهی کرد.در نهایت زمان حمله بزرگ متفقین به دیوار دفاعی فرا رسید…اروین رومل معتقد بود تنها عامل که میتواند از شکست المان جلوگیری کند حفظ مواضع دیوار اتلانتیک بود و میگفت پیروزی در این سنگر میتواند امریکا و انگلیس را ازین موضع عقب بکشد..زمان حمله دول متفق المانها ۶ ملیون مین در شمال افریقا کار گذاشتند و دریا را با مین های دریایی الوده کردند…باتلاق های عمیق و مین گذاری در مناطق حساس و احتمالی فرود پرنده ها و جنگنده های دشمن ..مین گذاری کنار جاده ها علیه سربازان و ادوات نیز صورت گرفت ..اما دیگر چیزی کار ساز نبود و سواحل نرماندی با تلفات سنگین دول متفق در ۲۴ ساعته اول در اکثر نقاط سقوط کرد و پس از ۶ شش روز کل سواحل نرماندی به دشت دشمن افتاد و تمام سواحل را بهم متصل کرد.. و انگونه که رومل نگران بود برتری هوایی دشمن مهمترین عامل پیشروی دشمن بود..اگر چه سپر دفاعی مورد نظر پیشوا هیتلر به صورت کامل تکمیل نشد اماوهنوز بقایایی چون پناهگاه های ان را در قسمت هایی چون اوستند/دن هاگ /کاتوین/اسکاندیناویا و … میتوان به خوبی مشاهده کرد..عکس زیر مربوط به حضور و سرکشی فیلد مارشال اروین رومل در پایگاه اوستند دیوار اتلانتیک میباشد

منبع:

کانال تلگرام نظامیان متحد


دیوار آتلانتیک

به نام خدا

اقیانوس آتلانتیک همان اقیانوس اطلس دومین اقیانوس بزرگ جهان است که قاره های اروپا ، آفریقا و آمریکا را از هم جدا می سازد.
دیوار آتلانتیک سیستم و مجموعه دفاع ساحلی وسیع و مستحکمی بود که توسط آلمان نازی بین سالهای ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۴ در سواحل غربی اروپا ساخته شد تا مانع حمله ی احتمالی متفقین به اروپا از جانب انگلستان شود.

در ۲۳ مارس ۱۹۴۲ دستور شماره ی ۴۰ هیتلر رسما فرمان ساخت دیوار آتلانتیک را صادر کرد.بعد از حمله ی ST.Nazair در ۱۳ آوریل ۱۹۴۲ هیتلر به پایگاههای نیروی دریایی و زیردریایی ها دستور داد تا به شدت دفاعی و مستحکم شوند استحکامات اطراف بنادر تا اواخر ۱۹۴۳ فشرده تر شدند,زمانی که احداث استحکامات در نقاط دیگرنیز افزایش پیدا کرده بود.سازمان Todt که قبلا خط دفاعی زیگفرید را در نواحی مرزی آلمان و فرانسه طراحی کرده بود مسئول طراحی و ساخت دیوارها و استحکامات اصلی بود هزاران کارگر فراخوانده شدند تا این خطوط دفاعی پیادار را در طول سواحل هلند,بلژیک و فرانسه در امتداد مقابل کانال انگلیس مانش بسازند.
اوایل سال ۱۹۴۴ تقویت دیوار آتلانتیک به فیلد مارشال اروین رومل واگذار شد رومل معتقد بود که استحکامات ساحلی موجود ناکافی و نا مناسب است و به سرعت شروع به تقویت آنها کرد طبق دستورات او خطوطی فشرده از آشیانه مسلسل,توپهای ضد تانک و توپهای سبک در امتداد سواحل و گاهی در مناطق دورتر از ساحل احداث شد.مینها و موانع ضد تانک در ساحل و مناطق کم عمق دریا قرارگرفتند.هدف این بود که خودروهای آبی خاکی لندینگ کرافت متفقین قبل از رسیدن به ساحل نابود شوند در هنگام شروع حمله آلمانیها بیش از ۶ میلیون مین در شمال فرانسه کار گذاشته بودند.

رومل در حال بازدید از دیوار آتلانتیک

سنگر,آشیانه و میادین مین بیشتری در نقاط دور از ساحل و در امتداد جاده هایی که به نواحی غیرساحلی ختم میشد احداث گردید آلمانیها در مناطقی که احتمال فرود گلایدر و چترباز بود میله ها و دیرکهای شیب دار نوک تیزی نصب کردند که به Rommel Spargel (آسپاراگوس رومل) معروف شد رودهای کم عمق و مناطق اطراف آن بخوبی آبگیری شدند رومل با قاطعیت معتقد بود که اگر حمله ی احتمالی در ساحل متوقف نشود آلمان به طور حتم شکست خواهد خورد اگرچه دیوار دفاعی هیچگاه کامل نشد اما وجود این دیوار نگرانی های شوروی از اینکه چرا جبهه ی دوم تا ۶ ژوئن ۱۹۴۴ باز نشد را توجیه میکرد(کمتر از ۱سال تا پایان جنگ)
جزایر کانال (مانش) به شدت تجهیز و تقویت شده بودبخصوص جزیره ی Alderny که به فرانسه نزدیکتر بود هیتلر به دلیل اهمیت داشتن کنترل مرز بریتانیا مقرر داشت که ۱۰ درصد از بتن و فولادی که برای دیوار آتلانتیک اختصاص یافته بود به جزایر کانال منتقل شوند با وجود بحث بر سر عملیات Constellation (صورت فلکی) و دیگر عملیاتها , متفقین زمانی که به نرماندی هجوم بردند این جزایر را نادیده گرفته و از آزادسازی آنها منصرف گشتند نیروهای آلمانی مستقر در جزایر تا ۹ مه ۱۹۴۵ یعنی ۱ روز پس از تسلیم ارتش آلمان تسلیم نشدند پایگاه آلمانیها در Alderny تا ۱۶ ماه مه تسلیم نشد گفته شده که جزیره ی Walcheren مستحکم ترین ساختار دفاعی بوده که به دست نازیها ساخته شد.سربازانی که در این استحکامات میجنگیدند داوطلبان سرزمین های اشغالی بودند و بیشترین کشته ها را آلمانا در سواحل نرماندی فرانسه دادند که بعدها به نبرد نرماندی معروف شد.
سنگر ها ، توپخانه ها و تجهیزات این دیوار اکنون در کشورهای آلمان ، فرانسه ، بلژیک ، دانمارک و نروژ موجود میباشد!

منبع : ترجمه ویکیپدیا انگلیسی

forum.cinemacenter.ir


ارتشی که نبود

کشورهای اسکاندیناوی در طرح های جنگی همواره هیتلر نقشی اساسی داشتند. نیروی دریایی آلمان در برابر نیروی دریایی سلطنتی دارای همان نقطه ضعفی بود که نیروی دریایی عراق در طی جنگ با ایران در برابر نیروی دریایی ایران داشت. منظور اینکه نیروی دریایی سلطنتی با توجه به برتری عددی که داشت می توانست بنادر آلمان را بلوکه کند و از تحرک شناورهای این کشور جلوگیری کند. از همین رو هیتلر نیاز داشت تا با دراختیارگرفتن بنادر کشورهای اسکاندیناوی ،به ویژه نروژ، برای نیروی دریایی خود میدانی مناسب برای مانور ایجادکند. از طرف دیگر سنگ آهن سوئد برای ماشین جنگی هیتلر بسیار حیاتی بود. فنلاند هم که در برابر روسیه تنها مانده بود عملا متحد آلمان محسوب می شود و با فشار به شمال روسیه می توانست هیتلر را در دستیابی به لنینگراد یاری دهد.

با شروع جنگ، هیتلر بلافاصله نروژ را اشغال کرد تا بنادر این کشور توسط بریتانیا اشغال نشود. در سال ۱۹۴۳ آلمان در حدود ۳۸۰ هزار سرباز در نروژ داشت و در برابر تهدیدات نسبت به اسکاندیناوی به شدت واکنش نشان می داد. متفقین برای حمله به نرماندی در خاک فرانسه چندین طرح فریب آمیز داشتند که یکی از آنها طرح فورتیتود شمالی نام داشت. بر اساس این استراتژی، متفقین باید تظاهر می کردند که قرار است به نروژ حمله کنند تا هیتلر مجبور شود نیروهایش را در این کشور نگه دارد و در هنگام نیاز نتواند آنها را برای دفاع از شمال فرانسه آزاد کند.

یکی از بخشهای زیرکانه استراتژی فورتیتود شمالی برنامه ای بود با نام طرح اسکی. بنابر طرح اسکی قرار شد تا یکی نیروی رزمی دروغین در اسکاتلند بوجود بیاید و وانمود شود که این نیرو در حال آماده شدن برای حمله به نروژ می باشد. مسئول تشکیل این ارتش دروغین یک سرهنگ توپخانه به نام مک لئود بود که در جنگ جهانی اول زخم برداشته بود و در سال ۱۹۴۴ به خدمت فراخوانده شد تا ارتش دروغین چهارم را بوجود بیاورد. او وظیفه داشت تا با مخابرات بیسیم دروغین آلمانها را فریب بدهد تا آنها فکر کنند که یک ارتش آماده کارزار قرار است در نروژ پیاده شود. فرمانده این ارتش دروغین باید برای آلمانها یک سردار شناخته شده می بود از این رو وابسته نظامی سابق بریتانیا در آلمان با نام ژنرال سراندرو ترونه در مخابرات بیسیم ارتش چهارم به عنوان فرمانده این ارتش معرفی می شد.

آلمانها در زمینه کشف مخابرات متفقین پیشرفت زیادی کرده بودند. رمزهای بیسیم روسها و فرانسوی ها را کاملا شکسته بودند ودر بعضی موارد توانسته بودند رمزهای مخابراتی آمریکایی ها را هم بشکنند. آنها از روی ماهیت مخابرات و نوع دستگاه ها می توانستند بفهمند که این مخابرات مربوط به یک ستاد ارتش است یا لشکر یا سپاه. بنابر این برای فریب دادن آنها باید مخابراتی شبیه به مخابرات واقعی جعل می شد.

مک لئود ستادش را در قلعه ادینبورو مستقر کرد و یک سپاه دیگر در داندی بوجد آورد. تعدادی زن و مرد به عنوان بیسیم چی وظیفه داشتند تا مخابرات این ارتش دروغین را برقرارکنند. واحدهای تشکیل دهنده ارتش دروغین چهارم عبارت بودند از:

سپاه دوم بریتانیا شامل لشکرهای ۵۵ و ۵۸ پیاده و تیپ مستقل ۱۱ پیاده.

سپاه هفتم بریتانیا شامل لشکرهای ۵۲ پیاده بریتانیا، لشکر ۵۵ پیاده آمریکا و گردانهای رنجر هفتم، نهم و یازدهم.

سپاه پانزدهم آمریکا(مستقر در شمال ایرلند) شامل لشکرهای دوم، پنجم و هشتم پیاده آمریکا.

تا پایان آوریل ۱۹۴۴(سه ماه مانده به تهاجم نرماندی) اسکاتلند پر بود از پیامهای رمز و غیر رمز ارتش چهارم. مثلا پیامی از این دست “سروان اسمیت از گروه دهم کامرونین در مورد آموزش اسکی گزارش دهد.” یا “گروه نقلیه سپاه دوم به کتابهایی در مورد عملکرد موتور در ارتفاعات بالا و دمای پایین نیازمند است…” یا “لشکر هشتاد تقاضای کفش مخصوص اسکی دارد”.

آلمانها به سرعت محل مخابرات را پیدا کردند ولی معلوم نبود که این مخابرات را باور کرده باشند چون بارها با این بازیهای بریتانیایی ها برخورد کرده بودند. باید عواملی این اطمینان را به آلمان می داد که این مخابرات واقعی هستند. دو نفر از جاسوسان آلمانی که در سال ۱۹۴۱ دستگیر شده بودند و با متفقین همکاری کرده بودند با نام های مستعار جف و موت اخباری به آلمان ارسال می کردند که ارتش چهارم را واقعی نشان می داد. اخبار حساب شده ای هم به مطبوعات داده می شد از قبیل اینکه مسابقات فوتبال ارتش چهارم در جریان است. تعدادی هواپیمای ماکت نیز برای این ارتش دروغین در اسکاتلند گردآوری شد و چندفروند از کشتی هایی که به تهاجم نرماندی اختصاص داشتند در اسکاتلند گردآمدند تا تهاجم به نروژ واقعی تر جلوه کند.

بادکنکی به شکل تانک. عملیات فریب برای هواپیماهای جاسوسی

لندن شروع کرد تا با بیسیم از جاسوسانش در نروژ وضعیت نیروهای آلمانی را پرس و جو کند به امید اینکه آلمانها این مخابرات را استراق سمع کنند و نسبت به آنها حساس شوند. جاسوسان بریتانیا در نروژ قرار بود به سوالاتی از این دست پاسخ دهند.” آیا فلان تیپ از حمایت تانک برخوردار است؟ فلان هنگ توانایی رزم در برف را دارد؟و….”

یک ماکت هواپیما برای ایجاد یک فرودگاه دروغین

روسها نیز وانمود می کردند که در حال جمع آوری نیرو  برای حمله به نروژ هستند و جاسوسان آلمانی که تحت کنترل متفقین بودند نیز این اخبار را تأیید می کردند. نیروهای ویژه بریتانیا چند حمله کماندویی به تأسیسات نظامی و صنعتی آلمان در نروژ کردند تا مدافعین آلمانی را همواره هوشیار نگه دارند. پروازهای شناسایی توسط هواپیماهای جاسوسی آمریکا و بریتانیا بر فراز نروژ آغازشد. پیامهای دروغین خطاب به جنبش مقاومت نروژ فرستاده شد تا گوشهای آلمان بیشتر تیز شود.

از طرف دیگر متفقین فشار به سوئد ،به ظاهر بی طرف، را افزایش دادند. آنها به سوئد پیام دادند که همان تسهیلات حمل و نقلی که در اختیار آلمان قرار داده باید در اختیار متفقین نیز قرار دهد. شرکتهای سوئدی که با آلمان همکاری می کردند تحت تحریم قرارگرفتند. کشتی های سوئدی که برای آلمان بار می بردند از پوشش بیمه محروم شدند و از دادن سوخت  و آذوقه به آنها خودداری شد. در نهایت فشارهای اقتصادی و سیاسی کارگر شد و سوئد مجبور شد تا روابط اقتصادی خود با آلمان را قطع کند.

عملیات فورتیتود شمالی به همراه دیگر عملیات فریب آمیز متفقین در نهایت موفق شدند و زمانی که متفقین در نرماندی نیرو پیاده کردند آلمانها تعداد زیادی سرباز و ملزومات جنگی شان را در نروژ نگه داشته بودند. این نیروها تا پایان جنگ در آنجا زمین گیر شدند و در نهایت تسلیم شدند.

نویسنده و مترجم:رضاکیانی موحد

با همراهی محمدحسین پاز

منبع:

wars-and-history.mihanblog.com


شرح عملیات فورتیتود ، بزرگ ترین فریب تاریخ


وقتی هیتلر فریب خورد

عملیات فورتیتود بزرگترین طرح استراتژیک تاریخ نظامی جهان بود که در سال های اوج جنگ جهانی دوم توسط متفقین و برضد آلمان انجام شد. اما این طرح چه بود و چگونه انجام شد. حدود یک سال بعد از آغاز جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۴۰ ارتش آلمان نازی در یک عملیات سریع نروژ را اشغال کرد. کشورهای اسکاندیناوی اگرچه در خط مقدم درگیری ها نبودند اما از نظر استراتژیک اهمیت فراوانی داشتند. هیتلر به دنبال محاصره دریایی شوروی و بریتانیا بود اما به دلیل ضعف نیروی دریایی آلمان خصوصا در برابر بریتانیا مجبور شد برای تکمیل حلقه محاصره خود کشورهایی نظیر نروژ و دانمارک را تصرف کند. علی رغم اینکه نروژ صحنه درگیری مستقیم با هیچ کشوری نبود اما هیتلر تا سال ۱۹۴۳ حدود ۳۸۰ هزار سرباز در نروژ مستقر کرده بود.

نقشه اروپا در زمان اوج قدرت آلمان نازی. دانمارک و نروژ نقش استراتژیکی در نقشه های هیتلر برای اروپا داشتند

به دنبال طراحی نقشه حمله آبی و خاکی متفقین به نرماندی فرماندهان نظامی متفقین به این نتیجه رسیدند که اجرای این عملیات گسترده بدون انجام عملیات های ایذایی و فریب کاملا بی فایده خواهد بود . چرا که هیتلر می توانست به سرعت هزاران سرباز را از نروژ به شمال فرانسه بفرستد و عملیات نرماندی را ناکام بگذارد. از این رو بزرگترین نقشه فریب تاریخ به نام عملیات فورتیتود طراحی شد. عملیات فورتیتود آنقدر گسترده بود که کل اروپا را در بر می گرفت. این عملیات شامل ۵ بخش بود:
عملیاتِ فورتیتودِ شمالی در سواحل نروژ
عملیاتِ فورتیتودِ جنوبی در نورماندی
عملیاتِ‌ رویال فلاش در دانمارک، اسپانیا و ترکیه
عملیاتِ آیرون‌ساید در جنوبِ غربی فرانسه
عملیاتِ کاپرهِد در جنوب اسپانیا
اما یکی مهمترین بخش های آن عملیات فورتیتود شمالی به نام عملیات اسکی در اروپای شمالی اجرا می شد. جایی که قرار بود نقشه فریب طوری اجرا شود که هیتلر تصور کند متفقین قرار است به زودی به نروژ حمله ور شوند.
آثار عملیات فورتیتود (بزرگترین طرح فریب استراتژیک تاریخ) که در اذهان همه از شهروندان عادی اروپای تحت اشغال تا خود هیتلر و قرارگاه فرماندهی اش (OKW) این فکر را جاانداخته بود که تهاجم به نرماندی نقشه ی فرعی است و حمله اصلی به کاله صورت می گیرد .

نقشه مناطقی که قرار بود در آن عملیات های ایذایی فورتیتود صورت گیرد

یکی از بهترین منابع برای مطالعه روند عملیات فریب هیتلر کتاب خاطرات آنه فرانک دختر جوان هلندی و یهودی تبار است . از آنه فرانک کتابی با نام خاطرات یک دختر جوان به جای مانده که شرحی از زندگی روزمره او و همچنین اخبار جنگ جهانی دوم است. این کتاب بعد از جنگ منتشرشد و فیلم های زیادی بر اساس آن ساخته شد. درخاطرات فرانک
حداقل مقداری که بتواندعملیات فریب «محافظ»و زیرشاخه اش «فورتیتود»، مرکز کنترل لندن،نیروی آ و پیچیدگی آن که حتی روسها هم درآن نقش داشتندرا توصیف حداقلی کند سه جلد کتاب است.ولی مطلبی که در ادامه می خوانید براساس خاطرات فرانک و اسناد به جای مانده از جنگ جهانی است.

علیرغم گسیل بزرگترین نیروی آبی خاکی تاریخ، تنها راه بقای تهاجم در دو روز اول فریب آلمانیها با این ایده بود که تهاجم اصلی قرار است در کاله صورت پذیرد و آنها را قانع کند که ۹ لشکر ذخیره زرهی خود(۱۴۰۰ تانک) که یگانهای بسیار قدرتمندی مثل لشکر لهر و ۱۲ اس اس دربرداشت را برای جارو کردن سرپل نازک به دست آمده آزاد نکنند.
این بعلاوه ی فریب حدود یکساله ای بود که هدفش میخکوب کردن نیروهای آلمانی درسرتاسر اروپا( از نروژ تا بالکان) با طرحهای تهاجم خیالی بود تا از تقویت یگانهای موجود در فرانسه جلوگیری شود. برای درک ابعاد عظیم طرحهای جانبی برای اطمینان از موفقیت در نرماندی فقط در یک فقره خبر مذاکرات پنهانی مجارستان با متفقین برای تسلیم شدن آشکارشدتا هیتلررا وادار به تصرف مجارستان (با بیرون کشیدن یگانهایی از فرانسه) بکند. خلاصه فورتیتود و فورتیتود شمالی باوراندن نیروی خیالی ای معادل ۹۰ ‌ لشکر تحت عنوان گروه ارتشهای یکم ایالات متحده بود که قرار بود پس از حمله فرعی در نرماندی به نروژ و پادوکاله در فرانسه به عنوان سرپل اصلی حمله کنند. این امر در ترکیب با نبرد هواشناسی که از گرینلند تا میانه اقیانوس اطلس در جریان بود تا با کورکردن چشم آلمانیها مانع پیش بینی دقیق وضع هوای کانال بشوند عجیب ترین غافلگیری تاریخ را رقم زد و در ادامه با امتناع هیتلر(علیرغم اصرار رومل ) از آزادکردن ذخیره ها استراتژیک زرهی در دو روز اول به گمان آنکه تهاجم های دیگری (کاله، نروژ، دانمارک، جنوب فرانسه و …) در راه خواهد بود، آزادی اروپای غربی را ظرف چندماه رقم زد.

تجهیزات قلابی و بادی متفقین که در عملیات فورتیتود استفاده شد
نقشه فریب آلمان. فلش سبز مسیر حمله های دروغین و فلش قرمز انتقال ارتش آلمان به نقاط فرضی است

برای اجرای این عملیات فریب گسترده متفقین اقدامات وسیعی انجام دادند تا نیروهای اطلاعاتی ارتش آلمان واقعی بودن عملیات های فورتیتود را بیشتر از قبل باور کنند.
برخی عناصر مورداستفاده در فورتیتود:
۱-منصوب کردن ژنرال پاتون کارآمدترین ژنرال متفقین از نظر آلمانها به فرماندهی گروه ارتشهای خیالی یکم آمریکا
۲- نمایش ساخت تاسیسات و تجهیزات درساحل مقابل کاله
۳- بمباران اهداف خیالی (کاله) باشدتی دوبرابر هدف اصلی(نرماندی) در ماههای منتهی به تهاجم
۴- انتقال کل دکلهای مخابراتی برخی یگانها به شمال انگلستان برای فریب حضور آنها در آن منطقه به قصد تهاجم به نروژ
۵- دستگیری وتحت کنترل داشتن همه ی جاسوسان آلمانی در انگلستان واستفاده از آنها برای تزریق اطلاعات دروغ
۶- همراهی روسها با شروع تهاجم تابستانی دوهفته از قبل از دی دی..
۷- و صدها طرح فریب بزرگ و کوچک مخابراتی،‌ نشت ظاهرا اتفاقی اسرار نظامی و … برای پشتیبانی طرحهای مختلف تهاجم
طراحان عملیات فریب حتی سخنرانی چرچیل و آیزنهاور را در صبح روز ۶ ژوئن برای ایجاد توهم تهاجم های به ظاهر اصلی بعدی دستکاری کردند.
در نهایت عملیات فوتیتود به خوبی اجرا شد و ارتش آلمان نازی و شخص هیتلر فریب آن را خوردند و در نتیجه عملیات معروف نرماندی نیز با موفقیت به انجام رسید.

ماکت های بادی تجهیزات نظامی از کشتی تا تانک و هواپیما را شامل می شد

علاوه بر طراحی دقیق و هوشمندانه عملیات فریب آلمان نازی متفقین قوانین بسیار سفت و سختی برای حفاظت اطلاعات در بین نیروهای خود داشتند.
در جنگ جهانی دوم امنیت عملیات اقتدار(روز و مکان حمله به نرماندی) حیاتی ترین راز متفقین بود و سخت ترین تنبیهات برای لغزش مرتبط با آن در همه رده ای اعمال می شد و آیزنهاور گفته بود: اگر بعدها بفهمیم عملیات به علت دهن لقی شکست خورده غیرقابل بخشش است. یکی از معروف ترین افرادی که به خاطر لو دادن اطلاعات مربوط به عملیات نرماندی مجازات شد ژنرال میلر یکی از افسران بلند پایه ارتش آمریکا بود.
ژنرال هنری میلر،‌ دوست سی ساله و همدوره ای آیزنهاوردرکلاس ۱۹۱۵ وست پوینت وهمبازی آیزنهاور و عمر برادلی در تیم بیسبال بود که سوابق خوبی در نبرد با مکزیک،‌جنگ جهانی اول داشت.

در۱۹۴۲ به درجه سرلشگری رسیده وفرماندهی کل پشتیبانی و تعمیرات[معادل] نیروی هوایی آمریکارابه عهده داشتدر ماه می ۱۹۴۴وسط یک مهمانی شام نظامیان، او درمکالمه با یکی دیگر از افسران درباره دشواریهای تامین و پشتیبانی عملیات گفت: به شرافت ام قسم که تهاجم قبل از ۱۵ ژوئن اتفاق میوفتد. یک خبرچین ضداطلاعات بریتانیا که موضوع راشنیده بود، فورا قضیه را گزارش کرد
با رسیدن خبر به آیزنهارو او منفجر شد، پس از انجام تحقیقات فوری،‌فرمانده عالی آیزنهاور، درجه میلر را به سرهنگ دومی کسر کرده و ۲۴ ساعت به او مهلت داد که انگلستان را ترک و به آمریکا بازگردد.آیزنهاور در همان زمان گفت: هیچ افسری که به اندازه او در امور لجستیک و تعمیر و نگهداری نیروی هوایی مطلع باشد را ندارم ولی این موضوعات قابل بخشش نیست. داستانی پخش شد و اورا ۲ روز در بیمارستان بستری کرده و سپس گفته شد برای ۳۰ روزمرخصی استعلاجی به مقصد نامعلومی میرود.
این پایانی بود بر خدمت نظامی میلر: او در تاریخ ۳۰ نوامبر ۱۹۴۴(۵ ماه بعد از این ماجرا)‌به «دلایل پزشکی» بازنشست شد. هرچند که بعدها در ۱۹۴۸ در فهرست ژنرالهای ذخیره دوباره به درجه سرتیپی رسید ولی هرگز به خدمت فراخوانده نشد و در ۱۹۴۹ درگذشت

ژنرال هنری میلر یکی از بلند پایه ترین افسران آمریکا که به خاطر لو دادن تاریخ احتمالی عملیات نرماندی کنار گذاشته شد

نقشه عملیات نرماندی که بعد از اجرای موفقیت آمیز عملیات ایذایی فورتیتود اجرا شد


نویسنده: Jonas Blane


زندگینامه ی فیلدمارشال اِروین رومل

زندگینامه ی فیلدمارشال اِروین رومل

به راحتی میتوان گفت که معروفترین ژنرال آلمانی جنگ جهانی دوم اروین رومل بود.نبوغ ذاتی رومل در فرماندهی و مدیریت جنگ به همراه خصایص انسانی او در رفتار با اسرا و نیرو های تحت امرش باعث شد که همه طرفهای دگیر در جنگ حتی دشمنانش از او با احترام یاد کنند. رومل استراتژیک نظامی اش به قدری ماهرانه بود به عنوان بهترین ژنرال در جهان شناخته شد.

به راحتی میتوان گفت که معروفترین ژنرال آلمانی جنگ جهانی دوم اروین رومل بود.نبوغ ذاتی رومل در فرماندهی و مدیریت جنگ به همراه خصایص انسانی او در رفتار با اسرا و نیرو های تحت امرش باعث شد که همه طرفهای دگیر در جنگ حتی دشمنانش از او با احترام یاد کنند. رومل استراتژیک نظامی اش به قدری ماهرانه بود به عنوان بهترین ژنرال در جهان شناخته شد. اروین جوناس رومل در ۱۵ نوامبر ۱۸۹۱ در ” هاندهایم ” وتمبرگدیده به جهان گشود.پدر بزرگ و پدر رومل هر دو معلم مدرسه بودند و مادر رومل دختر یک خانواده صاحب منصب بود. پدر رومل در ابتدا یک افسر توپخانه بود که بعدها ، معلمی را برگزیده بود. 

پس از تاسیس امپراطوری آلمان در سال ۱۸۷۱ داشتن شغل نظامی به عنوان یک افسر ارتش برای جوانان آلمانی بسیار دلخواه و ایده آل بود. به این ترتیب رومل بنا بر توصیه پدرش به ارتش پیوست. او در سال ۱۹۱۰ به عنوان دانشجوی دانشکده افسری وارد هنگ ۱۲۴ پیاده وتمبرگ شد. طی جنگ جهانی اول رومل با درجه ستوانی در جبهه خای فرانسه، رومانی ، و ایتالیا جنگید و به دلیل شجاعتهایی که از خود نشان داد مفتخر به دریافت یک صلیب آهنین درجه ۱ و یک صلیب آهنین درجه ۲شد. درک عمیق او از نفرات تحت فرمانش به همراه شجاعت منحصر به فرد و استعداد ذاتیدر فرماندهی ، موجب درخشش رومل در جنگ و خصوصا در جبهه ایتالیا گردید. لیاقت ها و شجاعت های رومل در صحنه های نبرد ، آینده درخشانی را برای او نوید میداد . 

در ارتش آنروز آلمان داشتن یک سمت دز ستاد فرماندهی کل یک راه معمول برای پیشرفت محسوب میشد ولی رومل از رفتن به ای راه صرف نظر کرد و همواره سعی کرد یک افسر عملیاتی باقی بماند.همانند بسیاری از فرماندهان بزرگ ، رومل نیز علاقه فراوانی به تدریس داشت و بنا بر این درآ کادمیهای علوم نظامی به تدریس پرداخت. 

رومل تجارب عملیاتی جنگ جهانی اول را همراه تغکر نظامی آکادمیک در هم آمیخت و کتابی تحت نام Infanterie geriftan “” حملات نیروهای پیاده “” را به رشته تحریر در آورد که در سال ۱۹۳۷ منتشر و از شهرت به سزایی بر خوردار است. در سال ۱۹۳۸ پس از الحاق اتریش به آلمان رومل که در آن زمان به درجه سرهنگی نا یل شده بود به ریاست دانشکده افسری “واینر نوستات” در نزدیکی وین برگزیده شد. هنگامی که جنگ جهانی دوم آغاز شد رومل که از افسران مورد علاقه هیتلر بود ، به فرماندهی نیروهای محافظ هیتلر منصوب شد با اینکه این سمت یکی از مهمترین سمت های آن روز ارتش آلمان محسوب میشد ولی رومل که همواره دوست داشت یک افسر عملیاتی باقی بماند از شغل جدید خود راضی نبود. 

سر انجام در ماه فوریه سال ۱۹۴۰ یک فرصت طلایی نصیب رومل شد.به رومل پیشنهاد شد تا فرماندهی لشگر هفتم زرهی را بپذیرد و او که منتظر چنین فرصتی بود بیدرنگ آنرا پذیرفت .رومل تا آنروز فرماندهی هیچ واحد زرهی را نپذیرفته بود ولی سریعا به تواناییهای تهاجمی و امکانات چشمگیر قوای مکانیزه و زرهی پی برد.رومل که ذهنی خلاق داشتفهمید که بهترین راه برای در هم کوبیدن قوای خسته دشمن در میدانهای عملیاتی وسیع ، استفاده از نیروهای زرهی میباشد. رومل میتوانست نزدیک شدن دشمن را حس کند و حملات دشمن را به درستی پیش بینی کرده و خنثی نماید ، از این رو به روباه صحرا مشهور شد. 

فرماندهی بینظیر رومل در تهاجم به سوی سواحل کانال انگلیس در ما مه ۱۹۴۰ ، جسارت و قوه ابتکار بی نظیر او را بر همگان آشکار کرد. طی این عملیات که به ضربه داس شهرت داشت، ارتش آلمان توانست خطوط دفاعی متفقین را در هم بکوبد و آنها را تا سواحل کانال انگلیس به عقب براند و رومل مفتخر به دریافت دو صلیب آهنین درجه۱ و درجه ۲ دیگر شد. 

در ۱۴ ماه مه ۱۹۴۰ ،۴ روز پس از حمله به هلند لشکر ۷ زرهی به فرماندهی رومل از مرز بلژیک عبور کرد و به منطقه جنگلی آردن رسید. آردن بیشترین حجم جنگل را در اروپای مرکزی داراست. فرماندهان متفقین معتقد بودند که عبور از این جنگلها غیر ممکن است از این رو خطوط دفاعی مستحکمی را برای دفاع آماده نکرده بودند . لشکر ۷ زرهی بر اولین سد دفاعی نیروهای بلژیکی غلبه کرد و به پیش روی خود به سمت غرب ادامه داد. نیرو های تحت امر رومل جلوتر از دیگر خطوط آلمانها در حال پیشروی بودند زیرا رومل معتقد بود که تهاجم به دشمن تا نابودی کامل آنها باید ادامه داشته باشد. بدین ترتیب نیرو های تحت فرمان رومل اولین نیروی زرهی بودند که به کانال انگلیس رسیدند. پس از این حملات سریع و گاز انبری ارتباط خطوط مقدم و پشت جبهه ی فرانسه قطع شد و در نتیجه فرانسه که یکی از قویترین آنروز اروپا و جهان را دارا بود تسلیم شد. پس از این حملات موفقیت آمیز رومل مفتخر به دریافت صلیب شوالیه گردید.

به دلیل حملات سریع و برق آسای لشکر ۷ زرهی و نیز ارتباط مخابراتی اندک آنها با ستاد فرماندهی مرکزی، آنها به “” ارواح”” مشهور شده بودند. کمتر از یک سال بعد در فوریه ۱۹۴۱ رومل به فرماندهی نیروهی آلمانی اعزامی به آفریقا منصوب شد تا به نیرو های ایتالیایی شکست خورده در لیبی کمک کند.

این نیرو ها به سپاهیان افریقا معروف شدند. صحرا های شمال آفریقا صحنه ی بزرگترین پیروزیهای رومل و سنگین ترین شکستهای دشمنان تا دندان مسلح او گردید.در جبهه ی آفریقای شمالی ، رومل از چنان شهرت هراس انگیزی برخوردار شد که نیرو های انگلیسی سعی میکردند تا حد امکان با او درگیر نشوند. اما تهاجم به مصر تمامی منابع و امکانات رومل را کاهش داده بود و نیرو و امکانات جدیدی هم در راه نبود. از طرف دیگر انگلیسی ها که خطوط دفاعی مستحکمی را در مقابل رومل ایجاد کرده بودند به کمک عواملی همچون برتری نفرات و تجهیزات ،آتش سنگین توپخانه و پشتیبانی وسیع هوایی توانستند حملات رومل را دفع کنند.در نبرد “”العالمین”” رومل ۴۷۰ تانک عملیاتی داشتدر حالیکه انگلیسی ها با بیش از ۷۰۰ تانک عملیاتی وارد عمل شده بودند. با این حال نیروهای تحت امر رومل توانستند ضربات سنگینی به نیروهای مدافع وارد کنند. در حالیکه انگلیسی ها از پشتیبانی وسیع هوایی برخوردار بودند ، نیرو های آلمانی از هیچ گونه پشتیبانی هوایی برخوردار نبودند .بمبارانهای وسیع و بی وقفه نیروی هوایی بریتانیا خسارات سنگینی به نیروهای آلمانی وارد ساخته بود و روحیه سربازان آلمانی به شدت تضعیف شده بود . سرانجام رد اواخر ماه اکتبر سال ۱۹۴۲ رومل پس از وارد کردن خسارات سنگین به نیروهای انگلیسی و در حالیکه بسیاری از نفرات و تجهیزاتش را از دست داده بود در نبرد العالمین شکست خورد و مجبور به عقب نشینی شد.

در سال ۱۹۴۳ نیروهای آمریکایی و انگلیسی به طور غیر منتظره ای در مراکش پیاده شدندو جنگ در شمال آفریقا وارد مرحله جدیدی شد. در همین ایام رومل پر افتخار ترین نشان ارتش هیتلر را دریافت کرد. رومل مفتخر به دریافت صلیب شوالیه مزین به شمشیر و الماس گردید.

در ماه مارس سال۱۹۴۳ رومل مامور شد تا در برابر حمله احتمالی متفقین از سواحل کانال انگلیس و منطقه نرماندی دفاع کند. استاد مهره چینی جنگ شروع به ساخت موانع و استحکامات دفاعی بیشماری نمود که بسیاری از آنها ابتکاری و غیرمعمول بود. با این وجود پیشنهاد رومل این بود که میباست با کمک استحکامات دفاعی بیشمار پیشروی دشمن را متوقف کرد و با مهیا کردن نیروهای قوی در پشت استحکامات به دشمن یورش برد و آنها را به دریا باز گرداند.رومل حتی از فرماندهی کل خواسته بود تا نیروهای ذخیره بیشتری را در پشت خطوط دفاعی مهیا کند رومل پیش بینی میکرد که با عقب زدن دشمن و بازگرداندن آنها به دریا ، سرنوشت تهاجم در اولین روز نبرد مشخص خواهد شد.با وجود توصیه های فراوان رومل و مطرح کردن طرح دفاعی مورد نظرش ، هیچ کس به توصیه های او گوش نکرد. چند ماه پس از حمله موفقیت آمیز متفقین به نرماندی ارزش طرحهای رومل بر همگان آشکار شد. در اوایل پاییز ۱۹۴۳ رومل متقاعد شدکه پیروزی در جنگ دیگر ممکن نیست و هیتلر نمی خواهد این واقعیت را بپذیرد و با قدرتهای غربی مصالحه کند. در تابستان ۱۹۴۴ برخی از دوستان رومل که عضو نهضت پنهانی بر اندازی حکومت هیتلر بودند خود را به رومل نزدیک کرده و به او پیشنهاد همکاری کردند. آنها به او گفتند که این وظیفه اوست که رهبری آلمان را بعد از عزل هیتلر بر عهده بگیرد و آلمان را از وضعیت نابسامان آن روز نجات دهد . رومل پیشنهاد آنها را رد نکرد ولی افرادی که این پیشنهاد را به رومل کرده بودندهرگز نقشه ترور هیتلر را برای رومل آشکار نکردند. آنها میدانستند که رومل هرگز کشتار برای پایان سیاسی را نخواهد پذیرفت. رومل با کشتار به شدت مخالف بود وحتی حکمهای اعدام اسرا را که به وسیله هیتلر صادر میشد نادیده میگرفت. 

وقتی که حمله به نرماندی آغاز شد، رومل در موقعیتهای مختلفی سعی کرد تا به هیتلر نشان دهد که روند جنگ از کنترل او و دیگر امرای ارتش خارج شده و لازمست که هیتلر با قدرتهای غربی سازش کند. در جولای ۱۹۴۴ فرماندهی متفقین که در آفریقا ضربات سختی از رومل دریافت کرده بودند، تصمیم گرفت تا رومل را از سر راه بردارند. فرماندهان متفقین به خوبی میدانستند که اگر رومل فرماندهی آلمانها را در نرماندی به عهده گیرد ، تسخیر نرماندی غیر ممکن یا بسیار پر تلفات خواهد بود.بنابر ابن به نیروهای سرویس ویژه ارتش انگلیس دستور داده شد تا رومل را دستگیر کنند یا اینکه او را از سر راه بردارند در متن دستور تاکید شده بود که کشتن بر دستگیری ارجحیت دارد. سرانجام در ۱۷ جولای۱۹۴۴ خودروی حامل رومل توسط دو فروند جنگنده نیروهای انگلیس موردحمله قرار گرفت در نتیجه این حمله خودروی رومل به خارج جاده منحرف و واژگون گردید.

فردای همان روز نیرو های انگلیسی دقیقا از همان نقطه ای که رومل پیش بینی کرده بود حمله کردند. پس از سه ساعت حمله پیاپی بمب افکن های انگلیسی حملات زمینی آغاز شد. مواضع و خطوط دفاعی که رومل طراحی کرده بود کارایی خود را نشان دادند ونیروهای مهاجم را متوقف کردند. نیروهای آلمانی مدافع هم با کمک استحکامات پدافندی رومل آسیب کمی دیدند و توانستند به تهاجم دشمن پاسخ داده و حمله مهاجمین را دفع کنند. بدین ترتیب آخرین پیروزی رومل در آخرین نبرد او نیز رقم خورد. رومل که به علت شکستگی شدید جمجمه در بیمارستان نیروی هوایی بستری شده بود بطور شگفت آوری زنده ماند و به خانه اش منتقل شد تا دوران نقاهت را سپری کند. در این زمان یعنی در ۲۰ جولای سوء قصد به جان هیتلر ناکام ماند و گشتاپو (پلیس مخفی آلمان ) ، عملیات گسترده ای را برای دستگیری عوامل توطئه و همدستان آنها آغاز کرد. در پی بازجویی های به عمل آمده و به خصوص شهردار شهر اولم مشخص شد که عوامل نهضت بر اندازی رومل را به عنوان نامزد اصلی رهبری آلمان پس از هیتلر انتخاب کرده بودند. بدیت ترتیب ارتباط رومل با دست اندرکاران توطئه آشکار شد. هیتلر که نمی خواست سردار شکست ناپذیر مردم آلمان، به عنوان دشمن او جلوی میز محاکمه ی دادگاه حزب نازی ظاهر شده و سپس اعدام شود ، دو ژنرال را به خانه رومل فرستاد تا به او پیشنهاد کنند که خود را مسموم سازد و در عوض نام و شرافتش لکه دار نشود و خانواده اش در امان بمانند. چهاردهم اکتبر سال ۱۹۴۴ رومل با سمی که مامور مخصوص هیتلر برایش آورده بود ، خود را مسموم کرد و بدین سان به زندگی اش خاتمه داد. پس از مرگ رومل علت مرگ او حمله قلبی اعلام شد و با کمال احترام و طی مراسم ویژه ای به خاک سپرده شد. کمتر از یک سال بعد آخرین خطوط دفاعی آلمان سقوط کرد و آلمان توسط متفقین اشغال شد.

پایاننوشته شده توسط: علیرضا عباسی

منبع:

mil-ir.com


روز دی

در اصطلاحات نظامی آمریکایی، معمولاً به روزی که قرار است یک عملیات بزرگ حمله در جنگ آغاز شود روز دی (D-Day) گفته می‌شود؛ ولی بیشتر از همه یکی از روزهای مشخص در جنگ جهانی دوم به این نام شهرت یافته‌است. این عملیات جنگی بزرگ‌ترین عملیات آبی-خاکی تاریخ محسوب می‌شود. فرماندهی کل این عملیات برعهده ژنرال دوایت دیوید آیزنهاور بود. دوایت آیزنهاور بعدها سی‌وچهارمین رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا شد. برنامه‌ریزی برای این عملیات بزرگ از ماه‌ها قبل و به صورت مخفیانه و با رعایت تدابیر شدید امنیتی صورت گرفته‌بود. همه‌ساله در سال‌روز این عملیات، مراسمی برگزار می‌شود و کهنه سربازانی که در جنگ حضور داشتند در این مراسم شرکت می‌کنند.

نام مستعار عملیات نظامی علیه ارتش هیتلر “Overlord” بود. سواحل نرماندی نیز هر یک نامی مستعار به خود گرفتند. ارتش ۱۴ کشور جهان در این عملیات تاریخی شرکت داشتند. ارتش کشورهایی مانند آمریکا، بریتانیا، لهستان، کانادا، فرانسه، یونان و استرالیا. در این عملیات ۱۶۰ هزار سرباز شرکت کردند.[۱]

روز دی در جنگ جهانی دوم

قبل از ماه ژوئن ژنرال آیزنهاور و مارشال مونتگمری انگلیسی برای پیاده شدن در ساحل نرماندی جلساتی تشکیل دادند. تصمیم گرفته شد که نام رمز عملیات را «اورلرد» (overlord) گذارده و مقرر شد که از ابتدای روز «جی» (J) (اول ماه ژوئن) از طریق جزیره وایت (Wight) تمامی کشتی‌های جنگی در حالی که بالن‌های دفاع هوایی بالای سر آنهاست به سمت ساحل نرماندی حرکت کنند. ضمناً ستاد قوای متفقین که با شرکت چرچیل تشکیل شده‌بود، مقرر کرد که برای اغفال مدافعین دیوار آتلانتیک حملات قوای آمریکایی و انگلیسی بین بندر شربورگ و سواحل منتهی به شهر کان در دو منطقه با نام‌های مستعار «یوتا» (UTAH) و «اوماها» (OMAHA) بیشتر باشد زیرا آلمانی‌ها خیال می‌کردند که قوای مهاجم از منطقه کاله هجوم خواهند کرد. نیروهای متفقین در این عملیات دو لنگرگاه پیش‌ساخته به کار بردند. این لنگرگاه‌ها در بریتانیا ساخته شدند و قطعات آن با کشتی به نرماندی آورده و در آنجا مونتاژ شدند تا کشتی‌های باری بتوانند لنگر بگیرند.

قوای مهاجم سرانجام تصمیم گرفتند که تهاجم سراسری خود در جبهه نرماندی را در بامداد روز ۶ ژوئن ۱۹۴۴ که هوا تا حدی مه‌آلود بود و آلمان‌ها قدرت دیدشان بر سطح دریا بسیار اندک، انجام دهند. روز حمله را با نام رمز D-Day (روزِ دی) نام نهادند. نخست قرار بود این حمله در تاریخ ۵ ژوئن آغاز شود؛ اما به دلیل طوفان و بارندگی شدید حمله با یک روز تأخیر از راه زمین و دریا و هوا آغاز شد. ارتش آلمان نازی، فرماندهی دفاع از دیوار آتلانتیک را برعهده دو مارشال آلمانی گذاشته بود. در بخش منتهی به سواحلی که به شهر کان ختم می‌شد مارشال رومل (Rommel) و در منطقه‌ای که به بندر شربورگ ختم می‌شد، مارشال گرد فون روندشتت (Rundstdt) دفاع از ساحل فرانسه را برعهده داشت. عملیات هجوم به نرماندی به وسیله ۱۶۰۰۰ فروند هواپیما که ۵۰۰۰ فروند از آن‌ها شکاری و ۳۵۰۰ فروند از آن‌ها بمب افکن سنگین و بقیه از دیگر انواع هواپیماها بودند، آغاز شد. همچنین ۶۰۰۰ کشتی سربازبر به غیر از تانک‌های شناور (آمفی بی)، ۱۶۲۱ رزمناو و ناوشکن و ۱۵۰۰ کشتی اژدرافکن و مین جمع کن از بامداد ۶ ژوئن عملیات جنگی ضد دیوار آتلانتیک و سپس پیاده‌شدن قوای متفق را آغاز کردند. برای حمایت از این کشتی‌ها هزاران هواپیما و تانک وارد عمل شده بودند، مواضع آلمان به شدت بمباران شدند تا هزاران سرباز بتوانند در این مناطق فرود آیند. چتربازان نخستین سربازانی بودند که در منطقه زیر نظر دشمن فرود می‌آمدند. چتربازان نخستین مواضع حساس نظامی را زیر کنترل خود آوردند.

چرچیل در خاطرات خود می‌نویسد: در مرحله اول این عملیات که در بامداد ۶ ژوئن انجام شد، ۵۲۰۰ تن مواد منفجره به وسیله کشتی‌های متفقین روی آشیانه‌های بتونی ریخته شد و به موازات آن ۱۴۹۰۰ بار پرواز بمب‌افکن‌های سنگین بر فراز دیوار و پشت خطوط تدارکاتی موجود انجام گردید. دشمن (آلمان نازی) به حدی غافلگیر شد که نتوانست بیش از یکصد بار پرواز جنگی بر فراز کشتی‌های ما انجام دهد. هواپیماهای آمریکایی در دسته‌های یکصد فروندی، خطوط دفاعی و تدارکاتی آلمان را در فرانسه و خاک اصلی آلمان به صورت مداوم بمباران کردند به نحوی که خط دفاعی آتلانتیک در چند نقطه دچار شکاف شد و نیروهای آمریکایی و انگلیسی به پشت دیوار بتونی رخنه کردند. در جریان یکی از این حملات هوایی، اتومبیل مارشال رومل مورد حمله هوایی قرار گرفت و زخمی شد ولی به سرعت او را معالجه کردند، به طوری که توانست به اتفاق مارشال روندشتدت به برلین نزد هیتلر برود و از او بخواهد که قوای آلمان قبل از آن که نابود شوند با نظم و به تدریج به طرف رود سن عقب‌نشینی کرده، شاید در نبرد آ ینده توفیقی به دست آید. هیتلر ضمن رد پیشنهاد رومل اظهار داشت: همه سربازان باید سر جای خود بایستند و یک وجب از خاک فرانسه را از دست ندهند؛ ولی رومل به ویلهلم کایتل (Keitel) رئیس ستاد پیشوا (آدولف هیتلر) که از او پرسیده بود که آخر باید چه کرد؟ جواب داد که «صلح» احمق‌ها؛ ولی بر اثر شکاف در دیوار آتلانتیک روزانه ۲۵۰۰۰ سرباز آمریکایی و انگلیسی وارد فرانسه می‌شدند. در ۱۹ ژوئن شبه جزیره کوتانتین سقوط کرد و در ۲۷ ژوئن بندرگاه استراتژیک شربورگ به دست متفقین افتاد و در ۹ ژوئن ۱۹۴۴ شهر کان سقوط کرد و با این عمل دیوار آتلانتیک به دست متفقین افتاد. پیاده شدن نیروها در نرماندی و حمله به مواضع آلمان نازی از این جهت موفقیت‌آمیز بود که نیروهای آلمان به هیچ وجه حدس چنین عملیاتی را نمی‌زدند. نیروهای متفقین وانمود کرده بودند که آن‌ها در پی حمله به بندر «کاله» هستند.

تلفات متفقین در حمله بامداد ۶ ژوئن بسیار زیاد بود به طوری که چرچیل می‌نویسد که در لحظه اول حمله به ساحل نرماندی ده هزار کشته دادیم. اگر نبرد استالینگراد، کمر هیتلر را شکست، رخنه در دیوار آتلانتیک سر از تن هیتلر جدا کرد. هیتلر چون اصرار به مقاومت داشت، مارشال گرد فون روندشتت را برکنار و به جای او در اول ژوئیه ۱۹۴۴ مارشال گونتر فون کلوگه (Von Kluge) را که در جبهه شرق شهرتی کسب کرده بود به فرماندهی جبهه غرب انتخاب کرد غافل از آن که نیروهای متفقین یکی پس از دیگری شهرهای فرانسه را آزاد می‌کردند و هواپیماهای بمب‌افکن آمریکایی و انگلیسی علاوه بر مناطق صنعتی، شهرهای پرجمعیت را بمباران می‌کردند به طوری که هر روز مراکز پرجمعیت زیر باران چندین هزار تن بمب ویران می‌شدند. به قول ژاک پیرن در کتاب جریان‌های بزرگ تاریخ معاصر، روزانه چندین هزار نفر در آلمان کشته می‌شدند. حدود ۵۷ هزار نفر از سربازان متفقین در جریان این عملیات کشته شدند. ۱۵۵ هزار سرباز نیز در این عملیات زخمی و ۱۸ هزار سرباز مفقود شدند. شمار کشته شدگان ارتش آلمان نازی حدود ۲۰۰ هزار سرباز بود. نبرد نرماندی اگرچه سرنوشت‌سازترین نبرد در تاریخ جنگ دوم جهانی است، ولی با این حال، جنگ جهانی دوم تا حدود ۱۱ ماه پس از نبرد نرماندی به درازا انجامید.

هیتلر در روز حمله در شهر “اوبر زالتزبرگ” بود. او در ساعت ۱۰ صبح از حمله متفقین مطلع شد. گفته می‌شود کسی جرئت نکرده بود پیشوا را بیدار کرده و این خبر را به اطلاع او برساند. هیتلر پس از شنیدن خبر اما گفته بود: «هیچ خبری بهتر از این نمی‌شود.» و ادامه داده بود “انگلیسی‌ها با پای خود به مکانی آمده‌اند که “ما می‌توانیم شکست‌شان دهیم”. نیروهای ارتش هیتلر به هیچ‌وجه انتظار چنین حمله‌ای را نداشتند و کاملاً غافل‌گیر شدند. حمله در زمانی رخ داد که آلمان موفقیت‌های جنگی بسیاری کسب کرده و بسیاری از ژنرال‌های ارتش آلمان سرمست از پیروزی در مرخصی به سر می‌بردند.

پانویس

  1. شمارش معکوس سرنگونی هیتلر دویچه‌وله فارسی

منابع

Wikipedia contributors, “D-Day,” Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=D-Day&oldid=206661736

persian.euronews.com/2014/06/04/d-day-merville-in-normandy-remembers-the-fallen