دیوار برلین

Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2016-03-27 08:22:05Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com

دیوار برلین یا دیوار برلن نام دیواری به طول ۱۵۵ کیلومتر و به ارتفاع ۳/۶ متر بود که پس از خاتمهٔ جنگ جهانی دوم و شکست حزب نازی (حزب حاکم بر آلمان) تأسیس شد. این دیوار در سال‌های ۱۹۶۱ تا ۱۹۸۹ به‌مدت ۲۸ سال شهر برلین را به دو منطقهٔ شرقی و غربی تقسیم کرده‌بود.[۱] این دیوار اصلی‌ترین نماد جنگ سرد بود که به پردهٔ آهنین مشهور شد.

تاریخچه

۱۹۴۷–۱۹۴۹

پس از خاتمهٔ جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۴۷ چهار کشور اصلی پیروز در جنگ جهانی دوم شامل شوروی، آمریکا، انگلیس و فرانسه اقدام به تقسیم کشور شکست خورده آلمان به چهار بخش مجزا نمودند. با این که تمام شهر برلین در قسمت تحت نفوذ شوروی قرار گرفته بود و ابتدا تصور می‌شد که تمام این شهر توسط شوروی اداره خواهد شد ولی به دلیل اهمیت و ویژگی‌های خاص برلین این اتفاق رخ نداد و قرار شد که این شهر با آنکه در داخل خاک آلمان شرقی قرار گرفته ولی میان چهار کشور اصلی پیروز در جنگ تقسیم شود. در ماه‌های نخست این شهر توسط کمیسیونی متشکل از هر چهار کشور اداره شد و ریاست این کمیسیون هر ماه و به صورت چرخشی به عهدهٔ یکی از چهار کشور بود. سپس قرار شد قسمت شرقی شهر تحت کنترل نیروهای شوروی باقی بماند و قسمت غربی آن به صورت مشترک توسط سه دولت آمریکا، انگلیس و فرانسه اداره شود.

در سال ۱۹۴۸ کشورهای آمریکا، انگلیس و فرانسه بخشهای تحت حاکمیت خود را یکپارچه کردند و جمهوری فدرال آلمان را که به آلمان غربی مشهور شد شکل دادند. به دنبال آن نواحی غربی شهر برلین زیر نظر آلمان غربی قرار گرفت. در ۷ اکتبر ۱۹۴۹ اتحاد جماهیر شوروی در بخش تحت حاکمیت خود یک دولت کمونیستی روی کار آورد که منجر به شکل‌گیری جمهوری دموکراتیک آلمان یا آلمان شرقی شد و در نتیجه نواحی شرقی برلین که تحت نفوذ شوروی بود زیر نظر آلمان شرقی قرار گرفت. با حاکم شدن کمونیست‌ها در آلمان شرقی شرایط اقتصادی و اجتماعی رو به وخامت گرایید و نارضایتی مردم را در پی داشت. این ناراضیان به ویژه در شهر برلین شرقی برای زندگی بهتر، سبک زندگی مردم برلین غربی را در پیش گرفتند. با آغاز جنگ سرد کشمکش‌ها بین شوروی و دولت‌های غربی بالا گرفت و در نهایت مرز بین آلمان شرقی و آلمان غربی بسته شد. با این حال شهروندان برلین هنوز آزاد بودند تا بین قسمت‌های شرقی و غربی شهر تردد کنند.

۱۹۴۹–۱۹۶۱

براساس آمارهای منتشر شده در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۴۹ تا ۱۹۶۱ حدود ۵/۲ میلیون نفر از آلمان شرقی به آلمان غربی مهاجرت کردند و راه اصلی آن‌ها ورود به برلین غربی بود. همچنین طی شش ماه اول سال ۱۹۶۱ تعداد ۱۶۰هزار نفر یعنی تقریباً روزانه ۲۰۰۰ نفر از برلین شرقی به برلین غربی پناهنده شدند. بیشتر مهاجرین کارگران متخصص، کارشناسان، استادان دانشگاه و روشنفکران بودند. این امر موجب نارضایتی دولت آلمان شرقی و اتحاد جماهیر شوروی شد. این مهاجرت‌ها و از دست دادن نیروهای کار، آلمان شرقی را در معرض فروپاشی اقتصادی قرار داد و خسارت‌های زیادی را برای اتحاد جماهیر شوروی و دولت آلمان شرقی تحت رهبری «اریک هونکر» به ارمغان آورد. چرا که اقتصاد و صنعت آلمان شرقی عملاً بر کمک‌های شوروی شکل یافته بود. از این رو آن‌ها دست به عملی محدودکننده زدند و به دستور نیکیتا خروشچف، رهبر اتحاد جماهیر شوروی تمام راه‌های ارتباطی بین برلین شرقی و غربی را مسدود کردند و دیوار برلین را به‌عنوان «دیوار حافظ ضد فاشیست» و با هدف جلوگیری از رفت‌وآمدهای نامطلوب (به تعبیر اروپای شرقی) بنا کردند.

در اولین ساعات روز یک شنبه سیزدهم اوت ۱۹۶۱، نیروهای نظامی آلمان شرقی خیابان‌های منتهی به نقاط مرزی را محاصره کردند و کارگران در مرز مشغول ساختن دیوار شدند. با ایجاد این حصار که ارتفاع آن به دو متر می‌رسید، ارتباط بین بخش‌های شرقی و غربی شهر کاملاً قطع شد. احداث این دیوار چنان شتابان انجام گرفت که بسیاری از خانواده‌ها که در مناطق مختلف شهر زندگی می‌کردند برای مدت ۲۸ سال از یکدیگر جدا شدند. گروهی از آن‌ها آن‌قدر زنده نماندند که فروریختن دیوار برلین را شاهد باشند و امکان دیدار دوبارهٔ خانواده‌های خود را پیدا کنند.

تصویر ماهواره‌ای از دیوار برلین (خط زرد نشان دهندهٔ محل دیوار است)

طول دیواری که به دور برلین غربی کشیده شده بود، ۱۵۵ کیلومتر بود که ۴۵ کیلومتر آن از وسط شهر می‌گذشت. با احداث این دیوار، شهر برلین غربی به صورت یک شهر محصور در خاک آلمان شرقی درآمد. گذرگاه‌های دو طرف در ۱۹۲ مسیر قطع شد. ۹۷ مورد خیابان‌های شهری برلین در جهت شرقی – غربی و ۹۵ مورد مسیرهای بیرون شهری بین برلین غربی و سایر مناطق آلمان شرقی بسته شد. این حصار اندکی در خاک آلمان شرقی نصب شد تا بدین ترتیب از هرگونه تجاوزی توسط آلمان غربی مصون بماند. به‌طوری‌که اگر کسی پشت این حصار می‌ایستاد، در واقع در خاک آلمان شرقی قرار داشت. تانک‌ها در نقاط معینی از شهر مستقر شدند. قسمتی از خیابان‌های شهر کنده شده بود و برای رفت‌وآمد وسائل نقلیه عمومی قوانین تازه‌ای معین شده بود. خطوط راه‌آهن و مترو بین دو طرف هم متوقف و ارتباط تلفن این دو بخش نیز قطع شد. همچنین ساکنان برلین شرقی از ورود به برلین غربی منع شدند. این امر به دلیل این که حدود ۶۰ هزار نفر از ساکنان برلین شرقی در برلین غربی کار می‌کردند مشکلات زیادی به بار آورد. در روزهای بعد مقامات آلمان شرقی در مقابل تمام پنجره‌ها و درهای ساختمان‌هایی که در خط حائل واقع شده بودند دیوار کشیدند.

۱۹۶۱–۱۹۷۵

تا پایان سال ۱۹۶۱ دیوار گسترش یافت و سیم خاردار مجهز به الکتریسیته در فواصل زیاد نصب شد. بر بالای دیوار سیم خاردار نصب شد و برج‌های مراقبت برای حفاظت و کنترل عبور و مرور ساخته شد. همچنین در ۲۰ سپتامبر ۱۹۶۱، کار ساخت حصار موازی با فاصله‌ای در حدود ۹۱ متر از سوی هر دو آلمان آغاز شد. تمام خانه‌هایی که در فاصلهٔ بین این دو حصار قرار داشتند، تخریب شدند و بین دو حصار، محدوده‌ای به وجود آمد که به آن نوار مرگ می‌گفتند. این نوار که خاک آن کاملاً کوبیده شده‌بود، با شن پوشیده شد تا ردپای کسانی که قصد فرار از این حصارها را داشتند براحتی مشخص شود. فاصلهٔ زیاد بین دو حصار این امکان را به نگهبانان مرزی می‌داد تا در صورت لزوم بتوانند به فراریان شلیک کنند.

در نقاط مرزی برای عبور و مرور، ایستگاه‌های بازرسی ایجاد شد که مهم‌ترین آن گذرگاه ایستگاه بازرسی چارلی در بخش آمریکایی برلین غربی بود. در ۱۷ اوت ۱۹۶۲ جوانی ۱۸ ساله به نام پیتر فشتر که قصد داشت در نزدیکی این منطقه از دیوار برلین بالا رود توسط نگهبانان قسمت شرقی مورد اصابت گلوله قرار گرفت و کشته شد. این امر موجب تظاهرات در برلین غربی گردید، تظاهرکنندگان خطاب به نگهبانان شرقی دیوار فریاد می‌زدند: “قاتل ها!”

مرحلهٔ آخر ساخت دیوار در سال ۱۹۷۵ آغاز شد و در آن از ۴۵ هزار قطعه بتنی مقاوم شده به ارتفاع سه و نیم متر و عرض یک و نیم متر استفاده شد. همچنین لوله‌هایی افقی در بالای دیوار کار گذاشته شد تا عبور از روی دیوار دشوارتر شود.

تلفات دیوار برلین

بر اساس تحقیقات پژوهشگران آلمانی و گزارش‌هایی که به تازگی منتشر شده در طول سال‌هایی که دیوار برلین برپا بود ۱۲۵ نفر در پای آن کشته و حدود ۲۰۰ نفر نیز به شدت مجروح شدند. اولین قربانی فرار از دیوار برلین جوان ۲۴ ساله‌ای بود که در تاریخ ۲۸ اوت سال ۱۹۶۱ قصد فرار به برلین غربی را داشت. ۱۴ نفر از قربانیان کسانی بوده‌اند که از غرب قصد ورود به آلمان شرقی را داشته‌اند. ۳۲ نفر دیگر نیز زمانی کشته شده‌اند که اصلاً قصد فرار نداشته‌اند. در این میان ۸ نگهبان نیز به‌طور اتفاقی کشته شده‌اند. ۸۰ درصد کشته شدگان زیر ۳۰ سال سن داشتند و در میان آن‌ها ۸ زن وجود داشته‌است. این آمارها در یک گزارش دولتی آلمان با عنوان مرگ بر روی دیوار از ۱۹۶۱ تا ۱۹۸۹ ذکر شده‌است. پیش از این تعداد کشته‌شدگان بر روی دیوار برلین ۲۰۰ نفر ذکر می‌شد.

در بین سال‌های ۱۹۶۱ تا ۱۹۸۹ حدود ۵ هزار نفر موفق شدند به برلین غربی فرار کنند. بیشتر فرارها به زمانی برمی‌گردد که تنها حصار بین دو بخش شهر سیم‌های خاردار بود. همچنین بعضی‌ها از طریق پنجره‌های آپارتمان‌های کنار مرز به آن طرف حصارها رفتند. بعد از احداث دیوار، فرار از طریق تونلهای مترو، سیستم فاضلاب و حفر تونل انجام می‌شد. در طول این سال‌ها چند مورد عملیات فرار منحصربه‌فرد نیز اتفاق افتاد. در روزهای سوم، چهارم و پنجم اکتبر سال ۱۹۶۴، ۵۷ نفر موفق شدند تا از طریق تونلی که به طول ۱۴۵ متر در زیر نوار مرگ کنده بودند، فرار کنند یا فرار عجیب دو برادر که با بستن بال‌های بسیار سبکی به دست‌هایشان فاصلهٔ بین دو دیوار را بر فراز نوار مرگ پرواز کردند و خود را به طرف دیگر رسانند.

سقوط دیوار برلین

با بهبود تدریجی مناسبات میان شرق و غرب در اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی زمینهٔ فروپاشی دیوار برلین فراهم شد. در سال ۱۹۸۹ حکومت کمونیستی شوروی تصمیم گرفت دموکراسی‌سازی را به‌عنوان یک اصل در کشورهای اروپایی شرقی تحت نفوذ خود دنبال کند. اما در این میان اتفاقی افتاد که روند رو به پایان دولت آلمان شرقی را آغاز کرد. دولت کمونیستی مجارستان درهای خود را بر روی غرب گشود. در بیست و سوم اوت ۱۹۸۹، مرزهای بین مجارستان و اتریش باز شد. از آن‌جا که مهاجرت بین کشورهای کمونیستی ممنوع نبود، ساکنان آلمان شرقی که مجاز به رفت‌وآمد به مجارستان بودند از طریق این کشور و نیز چکسلواکی به آلمان غربی و سایر کشورهای اروپای غربی رفتند. این مهاجرت‌ها طی یک ماه به سرعت افزایش یافت. به‌طوری‌که در ماه سپتامبر حدود ۱۳ هزار نفر از اهالی آلمان شرقی به سمت مجارستان حرکت کردند تا بتوانند از طریق اتریش خود را به آلمان غربی برسانند.

یادمان دیوار برلین در محل قرارگیری آن

در پاییز همان سال، تظاهرات اعتراض‌آمیز مردم نسبت به دولت آلمان شرقی شدت گرفت تا این که در هجدهم اکتبر همان سال اریک هونکر، رهبر آلمان شرقی از سمت خود کناره‌گیری کرد و چند روز بعد ایگون کرنس جانشین او شد. دولت جدید تصمیم گرفت به ساکنان برلین شرقی اجازه دهد تا برای سفر به برلین غربی تقاضای ویزا کنند. با اعلام این مطلب از سوی دولت ده‌ها هزار نفر از ساکنان برلین شرقی خود را به محل‌های مشخص شده رساندند تا از مرز عبور کنند و به برلین غربی بروند. هجوم این جمعیت به کنار مرز مأموران و نگهبانان را دچار مشکل کرد. چرا که آن‌ها برای مقابله با چنین جمعیتی آمادگی نداشتند. لحظه به لحظه بر انبوه جمعیت اضافه می‌شد. سرانجام مأموران مرز را گشودند و مردم توانستند از آن عبور کنند. در آن طرف مرز، اهالی برلین غربی برای استقبال از همشهریان سابقشان جمع شده بودند. به این ترتیب نهم نوامبر ۱۹۸۹ به روز فروپاشی دیوار برلین تبدیل شد. این دیوار ظرف روزها و هفته‌های بعد و توسط کسانی که از دیگر نقاط آلمان شرقی خود را به برلین رسانده بودند به تدریج خراب شد. فروریختن دیوار برلین، اولین قدم در راه اتحاد مجدد دو آلمان بود که سرانجام در سوم اکتبر ۱۹۹۰ صورت گرفت.

میخائیل گورباچف رئیس‌جمهور وقت اتحاد جماهیر شوروی ۱۵ سال بعد، در سال ۲۰۰۴ عنوان کرد که وقتی در ژوئیه ۱۹۸۹ با هلموت کهل صدراعظم آلمان غربی مذاکره کرده‌بود، به‌طور مشترک به این نتیجه رسیدند که هنوز زمان وحدت دو آلمان فرا نرسیده‌است. در نهایت هم به این توافق کردند که از میان برداشتن دیوار به قرن بیست و یکم موکول شود. او عنوان می‌کند که البته مردم آلمان تصمیم دیگری گرفتند و با پافشاری روی برچیدن دیوار، رهبری تاریخ را به دست گرفتند. مردم سایر کشورهای اروپای شرقی و مرکزی نیز بلافاصله از آن‌ها سرمشق گرفتند و موانع رسیدن به آزادی را از سر راه خود برداشتند.

درحال حاضر ۳۴ قطعه از دیوار اصلی برلین در موزه نگهداری می‌شود.

نقاشی روی دیوار پس از فروپاشی

دو ماه پس از فروریزی دیوار، یک نقاش ایرانی به نام کانی علوی برای نخستین بار روی آن نقاشی کشید. در آغاز، امنیت وی توسط دوست اسکاتلندی نقاش ایرانی که در سفارت اسکاتلند در بخش شرقی کار می‌کرد در تماس با وزیر دفاع جمهوری دموکراتیک آلمان فراهم شد. سپس برای توسعه کار، نقاش‌ها از طریق اطلاعیه رادیویی و تلویزیونی کانی علوی از این پروژه داوطلبانه آگاه شدند و در طی پنج-شش ماه روی ۱۳۰۰ متر از دیوار نقاشی کشیده شد.

در سال ۱۹۹۶ وقتی بحث‌ها میان سیاست‌گذاران برای خرابی دیوار اوج گرفت، کانی علوی «گالری بخش شرقی» (East Side Gallery) را تأسیس کرد تا از آن طریق بتواند کمپین حفظ دیوار را پیش ببرد.[۲]

پانویس

Chicago Tribune (31 October 2014). “Untangling 5 myths about the Berlin Wall”. chicagotribune.com. Retrieved 1 November 2014.

  1. دیوار برلین؛ قاب نقاش ایرانی بی‌بی‌سی فارسی، ۲۳ آبان ۱۳۹۳

منابع

  • مقالهٔ «ساخت دیوار برلین» / کامبیز توانا/روزنامه شرق/ مرداد ۱۳۸۳- اوت ۲۰۰۴
  • مقالهٔ «جامعه مدنی جهانی» / میخائیل گورباچف/ دسامبر ۲۰۰۴
  • مقالهٔ «آلمان شرقی – دیوار برلین – آلمان غربی» / سینا خاکیانی/ روزنامه همشهری/ مرداد۱۳۸۴ – اوت ۲۰۰۵
  • همشهری ONLINE
  • جام جم ONLINE
  • اسلحه‌های برتر

Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2016-03-27 08:22:05Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com

از تقسیم به دست متفقین تا آلمان متحد

تقسیم آلمان پس از جنگ جهانی دوم به ۲ بخش شرقی و غربی باعث شد تا این کشور مسیر پرفراز و نشیبی را برای اتحاد طی کند. روندی که همچنان هم اثرات منفی خود را نشان می‌دهد.

از تقسیم به دست متفقین تا آلمان متحد

خبرگزاری فارس سوم اکتبر هر سال برای آلمانی‌ها یادآور پیوستگی دوباره کشورشان پس از جنگ جهانی دوم است. آلمانیها به مدت ۳ روز این واقعه را جشن می‌گیرند. در این گزارش سعی شده تا به بخش‌هایی از تحولات دوران جدایی تا اتحاد اشاره شود:

در پی شکست آلمان نازی در سال ۱۹۴۵ و آغاز دوران جنگ سرد در سال ۱۹۴۷، متفقین آلمان شکست خورده را بین ۲ بلوک شرق و غرب تقسیم کردند. این دوران به نام دوران تقسیم آلمان شناخته می‌شود. به این ترتیب در سال ۱۹۴۹، جمهوری‌های آلمان شرقی و آلمان غربی شکل گرفتند.

در همین حین بود که میلیون‌ها تن از مهاجران از مرکز و جنوب اروپا به سمت غرب به ویژه آلمان غربی رفتند. آنهایی که به غرب رفتند برای خود دلیل داشتند. آلمان غربی کشوری دارای نظامی پارلمانی و یکی از اعضای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) بود. این کشور بعدها نیز بزرگترین قدرت اقتصادی اروپا و از اعضای مهم اتحادیه اروپا شد.

در حالی که آلمان شرقی کشوری با ساختار دیکتاتوری و زیر سلطه کمونیسم باقی ماند که با سقوط کمونیسم در سال 1989 چاره‌ای جز پیوستن به آلمان غربی نداشت.

البته شرایط برای آلمان غربی نیز چندان ساده نبود چرا که خاطره بدی که از دوران نازی‌ها به جا مانده بود، اعتماد دیگر کشورهای اروپایی به آلمان را تحت‌الشعاع قرار داده بود با این حال این کشور پس از چندی از لحاظ اقتصادی و مهندسی توانست به جایگاه قابل توجهی برسد.

آلمان چگونه تقسیم شد

در کنفرانس «پتسدام» که در سال ۱۹۴۵ در همین شهر با حضور ترومن، استالین و چرچیل تشکیل شد، آلمان به ۴ منطقه نظامی تقسیم شد و تا سال ۱۹۴۹ نتوانست استقلال خود را به دست آورد.

به این ترتیب ایالت‌های شرقی به لهستان، لیتوانی و روسیه داده شدند. ضمن اینکه ۶٫۷ میلیون آلمانی که در لهستان زندگی می‌کردند و ۲٫۵ میلیون تن که در چکسلواکی ساکن بودند را مجبور به نقل مکان به آلمان غربی کردند. البته بیشتر این افراد خودشان پس از پایان جنگ مهاجرت کرده بودند. دلیل شکل گیری دیوار برلین هم جلوگیری از فرار مردم به آلمان غربی بود.

مناطق اشغال شده آلمان پس از جنگ جهانی دوم

برلین با وجودی که در منطقه تحت حاکمیت شوروی قرار داشت، میان ۴ قدرت تقسیم شد.

بر سر بقایای نازی‌ها چه آمد؟

به دنبال پاکسازی آلمان از نازی‌ها، مقامات ارشد حزب نازی در آلمان زندانی ، یا اعدام شده بودند. اما بسیاری از افراد در رده‌های متوسط و پایین، از تغییرات به وجود آمده آسیب ندیده بودند. در کنفرانس «یالتا» که در سال ۱۹۴۵ میلادی، چند ماه پیش از پایان جنگ جهانی دوم برگزار شد و روزولت رئیس جمهور آمریکا، چرچیل نخست وزیر بریتانیا و استالین در باره تقسیم غنایم جنگی قبل از پایان آن به بحث پرداختند، درباره استفاده از میلیون‌ها اسیر جنگی هم تصمیم‌گیری شد. به این ترتیب در اتحاد جماهیر شوروی و دیگر کشورهای اروپایی به کار گرفته شدند.

در این مورد نیز میان شرق و غرب فرق وجود داشت به طوری که شوروی ضمن به کارگیری بقایای نازی‌ها با ایجاد حکومت پلیسی، حدود ۲۳ درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور را به عنوان غرامت دریافت می‌کرد. اما این رقم درباره آلمان غربی جزئی بود.

در سال ۱۹۴۵ تا ۴۶ وضعیت غذا و مسکن به دلیل خرابی حمل‌ونقل و نابسامانی اوضاع اقتصادی و بازارهای مالی بد بود و کم‌کم رو به بهبودی گذاشت. 

در آلمان غربی بمباران به بخش‌های مسکونی آسیب رسانده بود و این موضوع در شرایطی که بیش از ۱۰ میلیون مهاجر از آلمان شرقی به غرب پناه آورده بودند. بیشتر آنان را ناچار کرد تا در کمپ زندگی کنند.

تولید مواد غذایی در فاصله سالهای ۱۹۴۶ تا ۱۹۴۸ فقط دو سوم دوران پیش از جنگ بود ضمن اینکه صادرات غله و گوشت از آلمان شرقی که ۲۵ درصد از مواد غذایی را تامین می‌کرد، به آلمان غربی متوقف شده بود.

پایان جنگ همچنین برای آلمان به معنای قطع انتقال مواد غذایی از  کشورهای اشغال‌شده بود. تولید زغال سنگ نیز کاهشی ۶۰ درصدی داشت. این وضعیت تاثیر منفی بر راه آهن، صنایع سنگین و گرمایش داشت و در نهایت اثر منفی خود را بر تولیدات صنعتی نشان داد.

در چینی شرایطی سیاست‌های اقتصادی متحد و تقویت صنایع و کشاورزی در دستور کار قرار گرفت. البته در آلمان غربی بخش های صنعتی آسیب کمی دیده بودندکه زمینه را برای فعالیت اقتصادی مجدد فراهم می‌کرد.

  نقش آمریکا در آلمان غربی

بالاخره آمریکا به این نتیجه رسید که بهتر است به جای غیر صنعتی کردن آلمان به صنعتی شدن این کشور کمک کند تا محرکی برای رشد اقتصادی اروپا باشد. انتقال موادغذایی در سالهای ۱۹۴۵ و ۴۷ و وام ۶۰۰ میلیون دلاری به بخش صنعت از جمله اقدامات ایالت متحده در آلمان بود.

با فروپاشی شوروی «اریش هونکر» عضو و رئیس حزب کمونیست  آلمان شرقی و رهبر جمهوری دموکراتیک آلمان شرقی که  از ۱۹۷۱ تا ۱۹۸۹  این سمت را عهده‌دار بود استعفا کرد و «اگون کرنتس» جانشین وی شد.

وی همان کسی است که مرزها را باز  و دیوار برلین را تخریب کرد. در آلمان غربی نیز، «هلموت کهل» صدراعظم وقت از الحاق دو آلمان حمایت کرد.

سرانجام در آگوست ۱۹۹۰، جمهوری فدرال آلمان با اتحاد دو آلمان رسما اعلام موجودیت کرد.

با این حال پس از گذشت ۲۳ سال از اتحاد دو بخش آلمان، گرچه زیرساخت‌های ضروری اقتصادی در بخش شرقی این کشور فراهم شده‌اند، اما پیش‌داوری‌ها هنوز پا برجای است و مردم دو بخش این کشور هنوز خود را یک ملت متحد نمی‌دانند.

موسسه نظرسنجی «آلنسباخ» آلمان در این مورد نظرسنجی انجام داده است که در نوع خود جالب توجه است.

بنابر این نظرسنجی در بخش‌های شرقی آلمان مردم معتقدند که ایالت‌های غربی مردمی مغرورند و فقط به پول فکر می‌کنند، سطحی هستند و تنها قوانین اداری برای‌شان مهم است.

«آندرآس تسیک» جامعه شناس دانشگاه بیله‌فلد آلمان نیز در تحقیقاتی به این موضوع اشاره می‌کند که شهروندان بخش‌های شرقی آلمان خود را شهروندان درجه دوم آلمان می‌دانند.

دستمزد و حقوق دریافتی مردم در این بخش از آلمان هنوز حدود ۲۰ درصد کمتر از ایالت‌های غربی این کشور است و بازنشستگان شرق کشور نیز حدود ۱۰ درصد کمتر از بازنشستگان غرب کشور حقوق می‌گیرند.

غربی‌ها نیز نظر خوبی درباره ساکنین شرقی وطنشان ندارند، آنها فکر می‌کنند که شهروندان شرق کشورشان مردمانی ناراضی، شکاک هستند که شهامت کمتری دارند. شهروندان بخش‌های غربی آلمان علاقمندند که هرچه زودتر مالیاتی که برای بهبود شرایط شرق کشور می‌پردازند به پایان برسد و بخشی از حقوق‌شان به این موضوع اختصاص نیابد.

کارشناسان کمی ارتباط میان مردم ۲ منطقه را دلیل چنین اظهارنظرهایی می‌دانند و معتقدند که نسل‌های بعدی این برداشت‌ها را نخواهند داشت.

علاوه بر همه اینها فعالیت‌های نژادپرستانه نئونازی‌ها همچنان یکی از مسایلی است که آلمان متحد همچنان در حل آن ناتوان است.

منبع:

www.farsnews.com


دیوار برلین (آلمان)

کمی (یا شاید هم بیشتر) کنایه‌آمیز است که محبوب‌ترین و معروف‌ترین جاذبه توریستی شهر برلین در میان مسافران تور آلمان، جاذبه‌ای است که دیگر وجود ندارد. برای ۲۸ سال دیوار برلین (Berlin Wall) مستحکم‌ترین نماد از جنگ سرد بود، دیواری که نه تنها برای تقسیم کردن یک شهر، بلکه برای جدا کردن دو دنیا ساخته شده بود. ۲۵ سال پس از فروپاشی، اندکی از این دیوار حائل بین غرب و شرق باقی مانده است، اما برای آنانی که در پی فهمیدن تاثیرش بر دنیای دیروز و امروز هستند، همین مقدار هم کافی خواهد بود.

دیوار برلین (آلمان)

ساخت دیوار برلین

مدتی کوتاه بعد از نیمه شب ۱۳ آگوست ۱۹۶۱، سربازان و پلیس‌های آلمان شرقی شروع به جمع کردن کیلومترها سیم‌خاردار از مسیری کردند که خیلی زود قرار بود قطعه‌های بزرگی از بتن از پیش‌ساخته‌شده در آنجا چیده شوند. شبانه خیابان‌ها به دو نیم تقسیم شدند، جابه‌جایی بین دو نیمه شهر متوقف شد و آلمانی‌های شرقی (شامل کسانی که برای کار بین این دو بخش تردد می‌کردند) دیگر اجازه سفر به برلین غربی را نداشتند. ساخت دیوار برلین اقدامی از سر استیصال از طرف جمهوری دموکراتیک آلمان (GDR، آلمان شرقی) بود؛ تلاشی برای جلوگیری از خروج مستمر شهروندان و تخلیه نیروی فکری و کاری جامعه، چیزی که این جمهوری از زمان تاسیسش در سال ۱۹۴۹ در حال تجربه کردن بود. تا همان زمان حدود ۳٫۶ میلیون نفر به آلمان غربی روانه شده بودند و GDR را در آستانه یک فروپاشی اقتصادی و سیاسی قرار داده بودند. ساخت دیوار برلین برای بسیاری یک شوک بزرگ بود؛ تنها چند ماه قبل‌تر از آن روز شوم آگوست، رئیس دولت GDR، والتر اولبیچی، در یک کنفرانس خبری گفته بود که آنها برنامه‌ای برای ساخت دیوار ندارند.

مرز لمس‌کردنی

این دیوار، برلین غربی را به جزیره‌ای از دموکراسی در داخل دریایی از سوسیالیسم تبدیل کرده بود؛ ۴۳ کیلومتر حصار برای جدا کردن برلین غربی و شرقی و ۱۱۲ کیلومتر مرز در بین آلمان غربی و شرقی. هر تکه از صفحه‌های بتونی تقویت‌شده‌ی به کار گرفته شده برای ساخت دیوار، ۳٫۶ متر ارتفاع، ۱٫۲ متر قطر و ۲٫۶ تن وزن داشتند. در بعضی بخش‌ها، نوار مرزی شامل رودخانه اسپری یا دیگر کانال‌های آبی بود. بعد از مدتی از شروع ساخت، دیوار به یک سیستم امنیتی پیچیده تبدیل شده بود، شامل نه یکی بلکه دو دیوار. دیوار اصلی بر روی خط مرزی جا خوش کرده بود و در طرف شرقی یک نوار مرگ ساخته شده بود. کسی که می‌خواست از این مرز عبور کند ابتدا باید از یک حصار برقی می‌گذشت، حصاری که آژیرها را به صدا در می‌آورد. بعد از آن نوبت به سگ‌های نگهبان، سیم‌های خاردار، خندق‌ها و دیگر موانع می‌رسید، به علاوه مسیر گشت‌زنی با دکل‌های دارای نورافکن برای روشن نگه داشتن نوار مرگ در شب. در امتداد کل مرز ۳۰۰ برج مراقب وجود داشت با محافظانی که دستور شلیک برای کشتن داشتند. از این ۳۰۰ تا، تنها ۹ برج باقی مانده است، شامل یکی که در خیابان ارنا برگر نزدیک به میدان Potsdamer Platz قرار دارد. در بخش غربی، دیوار درست در مناطق مسکونی قرار داشت. هنرمندان شروع به کشیدن نقاشی‌های رنگارنگ بر پیکر خاکستری و وحم‌آمیز دیوار بتونی کردند تا محیط را انسانی‌تر کنند. دولت آلمان غربی سکوهای تماشا بنا کرد، جایی که مردم می‌توانستند از آنها بالا رفته و نگاهی به آلمان شرقی بیاندازند.

دیوار برلین (آلمان)

فرارهای شهروندان آلمان شرقی به آن سوی دیوار

شمارش دقیقی وجود ندارد اما باور بر این است از حدود ۱۰۰ هزار شهروند GDR که برای فرار به آن سوی مرزها تلاش کردند، صدها نفرشان در این تلاش جان خود را از دست دادند. بسیاری غرق شدند، آسیب‌های بدنی شدید دیدند یا بعد از این که دستگیر شدند خودکشی کردند. بیشتر از ۱۰۰ نفر به طور مستقیم و با شلیک گلوله محافظان مرزی جان باختند. از سربازانی که مانع فرار شهروندان می‌شدند، با پاداش، ارتقا درجه و پول قدردانی می‌شد. اولین نفری که در زمان عبور از دیوار تیر خورد، خیاطی ۲۴ ساله با نام گانتر لیتفین بود. از زمان ساخت و ساز استحکامات تنها ۱۱ روز می‌گذشت زمانی که رگباری از گلوله‌ها از بدن او عبور کردند، وقتی که تلاش می‌کرد با شنا از یک کانال ۴۰ متری خود را به آزادی برساند. از سال ۲۰۰۳ به این سو، میراث گانتر با یک نمایشگاه یادبود در برج مراقبت GDR گرامی داشته شده است، نزدیک به جایی که کشته شد. کمی از مسیرهای معمولی توریستی شهر دور است، اما این یادبود ارزش بازدید در تور آلمان را دارد.

دیوار برلین (آلمان)

یکی دیگر از وقایع دلخراش ثبت شده از دستور متوحشانه شلیک برای کشتن، مربوط به ۱۷ آگوست ۱۹۶۲ است، زمانی که جوانی ۱۸ ساله با نام پیتر فچر در زمان فرار مورد اصابت گلوله ماموران قرار گرفت و رها شد تا در همان جا از شدت خونریزی جان دهد. یادبودی به نام او در نزدیکی ایست‌بازرسی چارلی قرار دارد. یادبودهای دیگری هم به یاد کشته‌شده‌های مسیر آزادی در نقاط مختلف شهر وجود دارند. پریدن از بالای آپارتمان‌های نزدیک به دیوار به آن سو، استفاده از بالن هوای گرم، یک اتومبیل مجهز شده و حتی یک زیردریایی کوچک دست‌ساز، روش‌های دیگری بودند که مردم برای فرار از آلمان شرقی استفاده کردند. خیابان Bernauer جایی است که در آن تعداد زیادی تونل برای فرار از زیر دیوار حفر شدند. مشهورترین این تونل‌ها تونل ۲۹ است که در سال ۱۹۶۲ کنده شد. این نام به خاطر ۲۹ نفری که توانستند قبل از کشف تونل توسط محافظان مرزی به آلمان غربی بگریزند به این تونل داده شده است. بسیاری از روش‌های فرار در موزه دیوار (Mauermuseum) نزدیک به ایست بازرسی چارلی مستندسازی شده‌اند.

فرو ریختن دیوار برلین

فروپاشی دیوار برلین به اندازه به وجود آمدنش غیر منتظره و ناگهانی بود. یک بار دیگر GDR در حال از دست دادن کرور کرور از مردمش بود؛ این بار از طریق مجارستان، جایی که مرزهایش را به سمت اتریش باز کرده بود. همین موضوع باعث شد، آلمانی‌های شرقی تشجیع شده و جسارت پیدا کنند. آنها در جمعیتی چند صد هزار نفری به خیابان‌ها آمدند و خواستار بهبود وضعیت و پایان حکم‌رانی مستبدانه تنها حزب حاکم در کشورشان یعنی SED شدند. مجموعه‌ای از تظاهرات در نهایت منجر به جمع شدن حدود نیم میلیون نفر در میدان الکساندرپلاتز در چهارم نوامبر ۱۹۸۹ شد؛ مردمی که یک‌صدا خواستار تغییرات سیاسی بودند. چیزی باید اتفاق می‌افتاد.

دیوار برلین (آلمان)

و بالاخره افتاد، در ۹ نوامبر؛ زمانی که سخنگوی دولت در یک کنفرانس خبری که به صورت زنده از تلویزیون پخش می‌شد، اعلام کرد که تمام محدودیت‌ها برای سفر به برلین غربی از میان برداشته خواهند شد. وقتی یک خبرنگار از او پرسید این مقررات چه زمانی عملی خواهد شد، او با حالتی عصبی کاغذهایش را بالا و پایین کرد تا به دنبال جواب بگردد. بعد با این جملات تاریخی پاسخ داد: “تا آنجایی که من می‌دانم همین آلان”. در واقع مقررات جدید قرار بود روز بعد اعمال شود، اما هیچکس او را باخبر نکرده بود. خبرها همانند باد در برلین شرقی پخش شد و صدها هزار نفر به سوی دیوار روانه شدند. محافظان مرزی چاره‌ای جز عقب ایستادن نداشتند. در میان صحنه‌هایی از جشن و شادی فراوان و صفی کیلومتری از ماشین‌های ترابانت ساخت GDR، دو بخش برلین یک بار دیگر به هم پیوستند.

امروز دیوار برلین

برچیدن استحکامات مرز تقریبا بلافاصله شروع شد و حالا در این زمان دو بخش شهر آن قدر دقیق در هم آمیختند که یک چشم خیلی دقیق نیاز است تا بتوان غرب و شرق را از هم تشخیص داد. خوشبختانه کمک برای دیدن این مرز وجود دارد، در قالب یک مسیر سنگ‌فرش شده دو تایی با لوحه‌های برنزی که رویشان نوشته شده Berliner Mauer. این مسیر در محل پایه دیوار، ۵٫۷ کیلومتر امتداد دارد. در ضمن در تور آلمان و در زمان گشت و گذار در شهر حواستان به مایل تاریخ دیوار برلین (Berlin Wall History Mile) باشد؛ شامل ۳۲ پنل اطلاعاتی که در امتداد پایه دیوار نصب شده‌اند. در این تابلوها به ۴ زبان مختلف رویدادهای مهمی که در هر مکان اتفاق افتاده‌اند به نگارش در آمده‌اند. تنها حدود ۲ کیلومتر از دیوار بتونی اصلی در حال حاضر سر جایش باقی مانده است. مشهورترین بخش، تکه‌ای ۱٫۳ کیلومتری است که حالا گالری بخش شرقی نام دارد. ردپاهای دیگری هم از دیوار برلین وجود دارند که در جای جای شهر پخش شده‌اند، شامل لامپ‌ها، مسیرهای عبور خودرو، حصارها و پدافندهای محیطی و خیلی چیزهای دیگر. بیشترشان آن قدر در تار و پود شهر پیچیده شده‌اند که به سختی می‌توان آنها را تشخیص داد. یک منبع عالی برای جستجوی این تکه‌ها وجود دارد؛ یک نقشه تعاملی با نام Memorial Landscape Berlin Wall که اطلاعات و محل قرارگیری تمام تکه‌های دیوار، حتی کوچکترین بخش‌ها را مستند کرده است.

منبع:

booralan.com


حقایقی در مورد دیوار برلین که باید بدانید

دیوار برلین یکی از نمادهای جنگ سرد است که سال ۱۹۸۹ فرو ریخت. اما واقعیت‌های جالبی در مورد ساخت و فرو ریختن این دیوار وجود دارد که خواندن آنها شما را هیجان‌زده می‌کند.

قریب به ۳۰ سال دیوار بتنی برلین به عنوان مظهری از پرده آهنین ایستاده بود و جلوی فرار کردن شهروندان را از شرق کمونیست برلین به سمت برلین غربی سرمایه‌داری می‌گرفت. هر چند در شب ۹ نوامبر ۱۹۸۹ میلادی مقامات رسمی آلمان شرقی به ناگهان درهای مرزی را گشودند و هزاران آلمانی روی دیوار شروع به شادی کردند و البته با چکش و تیشه به جان دیوار افتادند. در ادامه با ما همراه باشید تا با ۱۰ واقعیت شگفت‌انگیز در مورد این نماد جنگ سرد آشنا شوید.

دیوار برلین به خاطر یک اشتباه فرو ریخت

در جریان کنفرانس خبری که در عصر روز ۹ نوامبر ۱۹۸۹ برگزار شد، «گونتر شبافسکی» از دفتر سیاسی آلمان شرقی بدون مقدمه اعلام کرد که محدودیت‌ها روی ویزای مسافرتی برچیده خواهد شد. وقتی از او سوال کردند که این سیاست جدید چه موقع اجرا می‌شود در پاسخ او گفت: به سرعت و بدون هیچ تاخیری! اما در حقیقت این سیاست قرار بود که روز بعد ابلاغ شود و همچنان نیازمند عبور از فرایند طولانی صدور ویزا بود. پاسخ گیج‌کننده شبافسکی و گزارش غلط رسانه‌ها باعث شد تا هزاران نفر از شهروندان برلین شرقی به سمت دیوار بروند. در ایستگاه بازرسی خیابان «بُرن‌هولمر»، «هارالد جاگر» افسر مسئول با گروه زیادی از افراد مواجه شد. او در انتظار پاسخ از مقامات ارشد بود و تنها چیزی که می‌شنوید توهین بود. از طرف دیگر او روز بعد منتظر دریافت آزمایش تشخیص سرطان خود نیز بود. هارالد که عصبی و درمانده بود مرز را با تشخیص خودش باز کرد و سایر ایستگاه‌ها نیز همین کار را کردند.

 دیوار برلین چینش تصویر

دیوار برلین ۱۵ سال پس از جنگ سرد ساخته شد

بیش از ۲ میلیون نفر از شهروندان آلمان شرقی که بیشترشان کارگران و متخصصان حرفه‌ای بودند بین سال‌های ۱۹۴۹ و ۱۹۶۱ به آلمان غربی گریختند. اتحاد جماهیر شوروی درخواست‌های آلمان شرقی مبنی بر ساخت دیوار در سال ۱۹۵۳ را رد کرده بود اما با رسیدن آمار فرارها به ۱۰۰۰ نفر در روز، در تابستان ۱۹۶۱ رهبر شوروی «نیکیتا خروشچف» سرانجام دستور ساخت را داد. ساکنان برلین در صبح ۱۳ آگوست ۱۹۶۱ در حالی از خواب برخواستند که یک دیوار ساخته شده از سیم خاردار بین شرق و غرب برلین فاصله انداخته بود. در روزهای بعد آلمان شرقی شروع به ایجاد مانع بتنی کرد.

دیوار برلین

دیوار برلین در حقیقت ۲ دیوار بود

۴۳ کیلومتر از دیواری که برلین را به شرق و غرب تقسیم کرده بود شامل ۲ دیوار بتنی بود که بین آنها ۱۴۰ متر فاصله قرار داشت که به نام نوار مرگ شناخته می‌شد. در این فاصله برجک‌های نگهبانی، سنگرها، سگ‌های نگهبان، نورافکن‌ها و مسلسل‌ قرار داشت.

دیوار برلین

بیش از ۱۰۰ نفر در حین عبور از دیوار جان باختند

مرکز مطالعه تاریخ معاصر پوتسدام و مرکز اسناد و تاریخ دیوار برلین گزارش کرده‌اند که حداقل ۱۳۸ نفر بر اثر تیراندازی، حوادث تصادفی یا خودکشی پس از عدم موفقیت در عبور از دیوار، کشته شده‌اند؛ اگرچه دیگر محققین اعداد بالاتری را عنوان می‌کنند. اولین قربانی «ایدا زیکمن» بود که در ۲۲ آگوست ۱۹۶۱ در پرش از پنجره آپارتمانش که در طبقه‌ی چهارم کنار دیوار برلین قرار داشت، کشته شد. آخرین قربانی جوانی بود که در مارس ۱۹۸۹ سعی داشت با کمک یک بالن از دیوار عبور کند اما بر اثر برخورد با خطوط انتقال برق کشته شد.

دیوار برلین

 بیش از ۵۰۰۰ نفر از دیوار برلین عبور کردند

اولین فردی که از دیوار برلین فرار کرد افسر ۱۹ ساله آلمان شرقی سرجوخه «کنراد شومان» بود که از روی سیم خاردار یک متری عبور کرد. صحنه این فرار تاریخی با گرفتن یک عکس، جاودانه شد. همراه با افزایش ارتفاع دیوار نقشه‌های فرار نیز ماهرانه‌تر می‌شدند. فراریان در محفظه‌های مخفی درون خودرو خود را پنهان می‌کردند و فرار از طریق تونل ومجراهای فاضلاب نیز مرسوم شده بود. «برادران بتک» پیچیده‌ترین نقشه فرار را اجرا کردند. برادر بزرگتر به نام «اینگو» با استفاده از یک تشک که روی رودخانه شناور شده بود در سال ۱۹۷۵ فرار کرد. ۸ سال بعد برادر بعدی به نام «هولگر» با استفاده از کمان، یک کابل فلزی را به ساختمانی در طرف دیگر دیوار پرتاب کرد و از روی کابل خود را به سمت دیگر دیوار رساند. در سال ۱۹۸۹ دو برادر دیگر با استفاده از یک هواپیمای خیلی سبک برادر کوچک‌شان به نام «ایگبرت» را نجات دادند.

دیوار برلین

راحت شدن خیال جان اف کندی زمانی که دیوار ساخته شد

در ژوئن ۱۹۶۱ «خروشچف» به «کندی» هشدار داد اگر نیروهای غربی برلین را ترک نکنند، غرب برلین را محاصره خواهند کرد. حرکتی ستیزه‌جویانه که می‌توانست به جنگ منجر شود. وقتی کندی خبر ایجاد دیوار برلین به جای محاصره برلین را شنید به یکی از دستیارانش به طور محرمانه گفت: راه‌حل خوبی نیست اما خیلی بهتر از شروع جنگ است. این پایان بحران برلین است. ما نترسیده‌ایم آنها هستند که ترسیده‌اند. ما قصد نداریم هیچ کاری بکنیم چرا که هیچ را‌ه‌حل جایگزینی به جز جنگ وجود ندارد.

کندی

من یک دونات ژله‌ ای هستم

در ۲۶ ژوئن ۱۹۶۳ کندی در اجتماع برلینی‌ها در کنار دیوار با زبان آلمانی به آنها گفت که من یک برلینی هستم. او قصد داشت تا با اعلام این موضوع که او یک برلینی است اتحاد بین برلینی‌ها را به نمایش بگذارد. اما بعضی از منتقدین می‌گویند او با اضافه کردن یک حرف اضافه در کنار لغت برلین به آلمانی گفته‌ است که من یک دونات ژله‌ای هستم. البته زبان‌شناسان می‌گویند که کندی دچار یک اشتباه گرامری نشده است چرا که وقتی گوینده برای مخاطبان در مورد ملیت صحبت می‌کند وجود این حرف اضافه ضروری است. پس جای هیچ ابهامی برای شنونده باقی نمی‌ماند.

 دیوار برلین چینش تصویر

مردم در آلمان شرقی به دیوار می‌ گفتند سنگر ضد فاشیستی

دولت آلمانی شرقی ادعا می‌کرد که منظور از ایجاد این دیوار نگه داشتن مردم خودش در برلین شرقی نبود بلکه مانعی در راه جاسوسان و عقاید آلمانی غربی است. دو هفته بعد از صدور دستور ساخت دیوار، رهبر آلمانی شرقی «والتر اولبریخت» ادعا کرد: ما تمام رخنه‌ها در خانه‌ خودمان را بستیم و سوراخ‌هایی را که دشمنان آلمان از طریق آن وارد می‌شدند را پر کردیم.

دیوار برلین

دروازه براندنبورگ زمانی بخشی از یک دیوار قرن هجدهمی بود

پادشاه پروس، فردریک ویلیام دوم بود که دستور ساخت دروازه پیروزی را داد. دروازه‌ای که در نقش پشت صحنه سخنرانی‌های مشهور کندی و ریگان ظاهر شد. وقتی ساخت این دروازه در سال ۱۷۹۱به پایان رسید، دروازه براندنبورگ دیواری که از دهه ۳۰ به دور شهر قرار داشت را به هم متصل کرد.

براندنبورگ

یک تکه از دیوار برلین درکازینوی لاس‌ وگاس

دیوار برلین در تابستان ۱۹۹۰ به طور رسمی تخریب شد. بیش از ۴۰,۰۰۰ تکه از این دیوار برای پروژه‌های ساخت و ساز درون خود آلمان دوباره مورد استفاده قرار گرفت. اما چند صد قطعه از این دیوار در سراسر دنیا پراکنده شدند از باغ واتیکان گرفته تا دیوار سرویس بهداشتی در کازینویی در لاس‌وگاس.

دیوار برلین

منبع:

www.eavar.com


نامگذاری ۳۱۷ خیابان دنیا به نام این سرباز آلمانی

۳۱۷ خیابان دنیا به نام یک سرباز آلمانی است که به خاطر کمک به یک کودک سیم های خاردار دیوار برلین را کنار زده بود.

سربازی که به خاطر نجات کودک اعدام شد 

یک سرباز آلمانی شرقی به پسربچه کوچکی در نزدیکی دیوار برلین در سال ۱۹۶۱ کمک می کند. این عکس زیبای بخش سرگرمی نمناک متعلق به یک سرباز آلمانی شرق است ، که به پسر کوچکی کمک می کند تا از دیوار تازه تاسیس برلین که آن روز ساخته شده بود، عبور کند. این پسر در آشوب های مردمی که در حال فرار بودند و خانواده هایی که در دو طرف مرز گرفتار شده بودند، جا گذاشته شده بود و این، یک سرباز جوان است و چشمانش با احتیاط به شانه او نگاه می کند که پر از ترس است.

به رغم دستور داده شده توسط دولت آلمان شرقی برای عدم ورود کسی به برلین شرقی، این سرباز به پسر کمک کرد تا دزدانه از میان سیم خاردار عبور کند. گزارش شده بود که این سرباز به وسیله افسر مافوق خود به خاطر این عمل خیرخواهانه اش دستگیر شد و سرباز را از واحد و سمت خود بیرون کشیدند.

اعدام سرباز به خاطر نجات کودک

خوشبختانه مجازات او جزئی بود و او زندانی نشد و یا تیر نخورد اما برخی از گزارشات حاکی است که این سرباز به دلیل خیانت به کشور اعدام شد.

توصیف این عکس با این اخطار همراه است که ” هیچ کس نمی داند چه بر سر او آمده است.” اما این پسر کوچک چطور به سمت مخالف دیواری که پدر و مادرش بودند رفت؟ با توجه به موزه چارلی در برلین، یکی از والدین او، پدرش، همراه پسری در آلمان غربی بود که به دیدار بستگانشان رفته بود و بقیه اعضای خانواده او در شرق بودند.

ممنوعیت ورود به این بخش ها یک شبه رخ داد و این خانواده را از هم جدا کرد. پدر بر این باور بود که پسر باید با مادرش بزرگ شود، بنابراین او پسر را مجبور کرد تا به سمت نرده ای برود که در آن سربازی او را بلند کرده بود.

یک شب بین ۱۲ و ۱۳ ام آگوست ۱۹۶۱، پلیس و واحدهای ارتش آلمان شرقی شروع به بستن مرزها کردند و تا صبح روز یکشنبه مرز برلین غربی بسته شد.

نجات کودک توسط سرباز

ماجرای سربازی که به خاطر نجات کودک، اعدام شد 

نیروهای آلمانی شرقی و کارگران شروع به جدا کردن خیابان ها با سیم خاردار و فنس کردند تا در امتداد مرز، مردم دیگر توسط ماشین و هم پیاده قادر به عبور از سیم ها و نرده ها نباشند و این نرده ها و دیوار در مرز ۱۵۶ کیلومتری (۹۷ مایلی) در اطراف سه بخش غربی و ۴۳ کیلومتر (۲۷ مایل) که غرب و شرق برلین را تقسیم کرده بودند، بنا شدند. این سد در منطقه شرقی برلین شرقی یا آلمان غربی ساخته شده است ، تا اطمینان حاصل شود که در هیچ نقطه ای به برلین غربی تجاوز نکرده است. به طور کلی، دیوار کمی در داخل برلین شرقی بود، اما در قسمت هایی کمی دورتر از مرز قانونی قرار داشت و بعد از آن، مانع اولیه به دیوار درست شد، اولین عناصر بتنی و بلوک های بزرگ در ۱۷ آگوست نصب شدند.

متن زیر نوشته ای از دفتر یاداشت این سرباز آلمانی است:

گاهی انسان بودن گناه بزرگیست. اکنون که میدانم بخاطر کمک کردن به کودکی بیگناه که بازیچه جنگ و خشونت شده است فردا قبل از طلوع آفتاب مرا بدستان خداوند می سپارند. میدانم که انسانیت هرگز نمیمیرد ولی بدانید که گاهی انسانیت گناه بزرگیست.

طبق گزارش سایت صدا و سیما مجسمه این سرباز بزرگ در ۷۰ کشور دنیا ساخته شد و ۳۱۷ خیابان در دنیا بنام این انسان بزرگ نامگذاری شد و آن کودک هم بنیانگذار یکی از بزرگترین بنیادهای خیریه در کشور آلمان شد.

منبع:

namnak.com


ﯾﮏ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺤﺮﺍﻧﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺟﻨﮓ ﺳﺮﺩ .

ﺭﻭﺯ ۱۹ ﺍﮐﺘﺒﺮ ﺳﺎﻝ ۱۹۶۱ – ﻣﺮﺯ ﺑﺮﻟﯿﻦ ﺷﺮﻗﯽ ﻭ ﻏﺮﺑﯽ
ﯾﮏ ﺗﯿﻢ ﺑﺎﺯﻭﮐﺎﯼ ﺩﮊﺑﺎﻧﯽ ﺍﺭﺗﺶ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺭﻭﯼ ﯾﮏ ﺳﻘﻒ ﺩﺭ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﻣﺮﺯ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻓﺮﺩﺭﯾﺶ ﻣﻮﺿﻊ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ .

ﭘﺸﺖ ﺗﺎﺑﻠﻮﯼ ﺳﻔﯿﺪ ﺭﻧﮓ ﺣﺪﻭﺩ ۱۵۰ ﻣﺘﺮ ﺩﻭﺭﺗﺮ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﺍﺭﺗﺶ ﺳﺮﺥ ﺷﻮﺭﻭﯼ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ .

ﺍﯾﻦ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﻣﻌﺮﻭﻑ Checkpoint Charlie ﻭ ﺻﻒ ﺁﺭﺍﯾﯽ ﺗﺎﻧﮑﻬﺎﯼ ﺷﻮﺭﻭﯼ ﻭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺭﻭﯼ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻭﺝ ﺁﻥ ﺣﺪﻓﺎﺻﻞ ۲۲ ﺗﺎ ۲۸ ﺍﮐﺘﺒﺮ ﺑﻮﺩ .

منبع:

کانال تلگرام نظامیان متحد


از سری برترین عکس های تاریخ بشر. پلیس آلمان غربی در دفاع از دختری که خود را به مرز این کشور رسانده، در برابر پلیس آلمان شرقی ایستاده است.

منبع:

www.twipu.com


تصویری از کابوسی که سالها بر فراز اروپا بود
سیلی از هزاران عراده تانک غرب شوروی-۱۹۸۱
در طول جنگ سرد توان زرهی و تعداد تانک های شوروی انقدر زیاد بود که میتوانست تنها با زرهی خود کل اروپا را شخم بزند بی آنکه هیچ سلاح متعارفی برای مقابله با آن وجود داشته باشد


War & Conflict, Berlin, Germany, October 1961, American army tanks and soldiers at the Wall that divides Berlin during the ‘Cold War’ tension between the Eastern block and Western powers

جنگ و تعارض، برلین، آلمان، اکتبر ۱۹۶۱، تانک های ارتش آمریکا و سربازان در کنار دیوار برلین در زمان جنگ سرد که المان را به دو قسمت بلوک شرق و قدرت های غربی تقسیم می کند
(ترجمه توسط مترجم گوگل میباشد)

منبع:www.pinterest.co.uk

After the Berlin Wall was built in August 1961 the next crisis came in late October of that year when the Soviets and the East German government tried to close access to East Berlin through the Ame…
Published November 11, 2014

تصویری از رویایی تانکهای ساخت اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده امریکا در مقابل یکدیگر در دوران جنگ سرد در تاریخ ۲۷ اکتبر ۱۹۶۱

مکان:مرز بین المان شرقی و غربی


Volkswagen buses equipped with speakers broadcasting propaganda over the wall into East Berlin, July 28th, 1962.


اتوبوس های فولکس واگن مجهز به بلندگو هایی هستند که در روز ۲۸ ژوئیه سال ۱۹۶۲، تبلیغاتی را بر روی دیوار به شرق برلین پخش می کنند. منبع:www.pinterest.co.uk

ترجمه توسط مترجم گوگل میباشد

West Berlin police stand guard behind barbed wire along the new 250-yard massive concrete wall at Berlin’s Brandenburg Gate, Germany, on Nov. 23, 1961. Beyond the wall, Communists pull down a fiber board screen behind which the building operations took place. (AP Photo)

منبع:www.pinterest.co.uk


۱۹۶۱, Building of the Berlin Wall, members of the East German paramilitary organization Combat Group Of The Working Class closing the Brandenburg Gate at the border between West Berlin and East Berlin
منبع:www.pinterest.co.uk

منبع:

mil-ir.com

www.pinterest.co.uk


اریش هارتمن
هارتمن تکخال لوفتوافه (نیروی هوایی) ارتش المان نازی بود ، او نه تنها بهترین تکخال المان بلکه بهترین در کل دنیا تا امروز بود.
او فرشته ی مرگ بود چرا که در دوران خدمتش رقم باور نکردنی ۳۵۲ فروند هواپیمای دشمن را نابود کرد که ۳۴۵ فرورند ان متعلق به شوروی و ۷عدد هم متعلق به ارتش امریکا بود و در مقابل او او ۱۴ بار مجبور به فرود اظراری یا بیرون پریدن با چتر نجات شد ، که همه ی ۱۴ مرتبه به دلیل برخورد با قسمت های جدا شده از هواپیماهای منهدم شده ی دشمن یا مشکلات مکانیکی و تمام شدن سوخت بود هارتمن هرگر به خاطر اتش هواپیمای دشمن صدمه ندید تا مجبور به فرود شود. هارتمن در طول خدمتش حتی یک وینگمن یا یکی از خلبانان دسته ی پروازیش را از دست نداد و به این مسئله افتخار میکرد.

هواپیمایی که هارتمن از ان استفاده یک عدد bf109 مستراشمیت بود که مارک مخصوص خودش را روی ان نقاشی کرده بود

هارتمن موفق به کسب بالاترین مدال نظامی ارتش المان نازی شده بود و اوازه اش به همه جا رسیده بود و روسها بشدت به دنبال او بودند و برای سرش جایزه تعیین کرده بودند و بهترین خلبانانشان را برای شکار او فرستاده بودند که هیچکدام موفق به شکست هارتمن نشدند.

هارتمن در کارنامه ی خود شکار تعدادی زیادی از جنگنده های نسل جدید و پیشرفته ی شوری مثل La-5 و Yak-9 را ثبت کرده بود ، حتی او موفق به شکار تعدادی p-51 موستانگ هم شده بود که بهترین جنگنده های جنگ دوم بود او در اولین برخورد با امریکایی ها دو عدد موستانگ را ساقط کرده و در ادامه ی درگیری مهماتش تمام شد و وقتی خواست که فرار کند سوخت خود را هم از دست داد و مجبور شد به بیرون بپرد. او بعدا در یک ماموریت ۴ جنگنده ی موستانگ را سرنگون کرد.(نگاره مربوط به p 51 موستانگ امریکاییست).

هارتمن با me 262 که اولین جت جنگی عملیاتی جهان بود هم پرواز کرد اما زیاد به این هواپیما دلد نداد و ترجیح داد تا دوباره با bf 109 قدیمی خودش بپرد.

هارتمن پس از تسلیم ارتش المان به اسارت روسها درامد و روسها هم که به شدت از او کینه داشتند او را به جرم جنایات جنگی دادگاهی کردند.
روسها اتهاماتی همچون شلیک به تقریبا ۸۰۰ غیرنظامی روستایی و…. و همینطور نابودی ۳۴۵ جنگنده ی شوروی را به وی وارد کردند که هارتمن هرگز نپذیرفت که به غیر نظامیان حمله کرده و این را یک ادعای پوچ روسها عنوان کرد اما دادگاه شوروی او را گناهکار شناخت و حکم ۲۰ سال زندان را به او ابلاغ کرد ، روسها تمام توان خود را به کار بردند تا عزم هارتمن را بشکنند تا او اعتدراف کند اردوگاه کار اجباری ، سلول انفرادی ، گرسنگی ، شکنجه روحی و جسمی جا به جایی مرتب او از اردوگاهیی به اردوگاه دیگر و… اما هارتمن هرگز اعتراف نکرد اگرچه او به شدت ضعیف و عصبی شده بود.
تمام اسرا او را به عنوان یک قهرمان میدیدند و حتی یک بار شورش کرده و تلاش کردند هارتمن را فراری دهند ولی موفق نشدند.
سرانجام در سال ۱۹۵۵ مادر هارتمن نامه ای به نخست وزیر وقت المان غربی نوشته و از او خواست تا برای پسرش کاری کند و همین موجب شد بعدا طی توافقی ۱۶۰۰۰ هزار اسیر المانی ازاد شده و به وطن خود بازگردند،گرچه روسها هارتمن را تقربا اخرین نفر ازاد کردند.

هارتمن پس از ازاد شدن به وطن نزد همسرش بازکشت و دوباره به لوفتوافه ی جدید المان پیوست و پرواز کرد ، وی سرانجام در ۱۹۹۳ در ۷۱ سالگی در گذشت. هارتمن هرگز فرزند خود را ندید چرا که فرزند سه ساله اش در دوران اسارت او بدنیا امد و دراثر بیماری جان خود را از دست داد . هارتمن هرگز به غیرنظامیان حمله نکرد و حتی هیچوقت هم به خلبانی که با چتر از هواپیمایش پریده بود نیز شلیک نکرد.

پرواز هواپیماهای جنگی آمریکا بر روی ناو میسوری که در توکیو لنگر انداخته همزمان با تسلیم شدن ژاپن در جنگ جهانی دوم

منبع:

jangaavaran.ir